ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

41

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

پيامبر ( ص ) آنچه را كه ايشان مى پندارند اراده فرموده بود سخن از اصلاب و ارحام نمى آورد ، بلكه به جاى آن از عقايد سخن مى آورد . وانگهى عذرى هم كه در مورد ابراهيم و پدرش آورده‌اند در مورد ابو طالب صحيح نيست ، زيرا او هم عموى پيامبر ( ص ) است و پدر آن حضرت نيست و هنگامى كه در نظر آنان مشرك بودن عمو يعنى آزر جايز باشد ، اين سخن آنان در مورد اسلام ابو طالب نمى تواند حجت باشد . همچنين در مورد مسلمانى نياكان به روايتى كه از جعفر بن محمد ( ع ) رسيده است حجت مى آورند كه فرموده است : خداوند عبد المطلب را روز قيامت در حالى مبعوث مى فرمايد كه بر او چهره و پرتو پيامبران و فره پادشاهان است . روايت شده است كه عباس بن عبد المطلب در مدينه از پيامبر ( ص ) پرسيده : دربارهء ابو طالب چه اميدى دارى فرمود : از خداوند عز و جل براى او همهء خيرها را اميد دارم . و روايت شده است كه يكى از رجال شيعه كه ابان بن محمود است براى على بن موسى الرضا ( ع ) نوشت : فدايت گردم من در اسلام ابو طالب شك كرده‌ام ، حضرت رضا براى او نوشت : « و هر كس با رسول خدا ( ص ) ستيز ورزد آن هم پس از آنكه هدايت براى او روشن شود و راهى غير از راه مؤمنان را پيروى كند . . . » تا آخر آيه و پس از آن نوشت : اگر تو به ايمان ابو طالب اقرار نداشته باشى ، سرانجامت به سوى آتش است . همچنين از محمد بن على الباقر ( ع ) روايت شده است كه چون از ايشان دربارهء آنچه مردم مى گويند كه ابو طالب بر كرانهء آتش است پرسيدند ، فرمود : اگر ايمان ابو طالب را در يك كفهء ترازو و ايمان اين خلق را در كفهء ديگر نهند ، ايمان او فزون خواهد بود . و سپس فرمود : مگر نمى دانيد كه امير المؤمنين ( ع ) در زنده بودن خود فرمان مى داد همه ساله به نيابت از عبد الله و ابو طالب حج بگزارند و سپس در وصيت نامه خود هم وصيت فرمود كه از سوى آنان حج گزارده شود .