ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

36

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

در نظر دارى كه مى گويد : به خدايى خدا سوگند كه اگر كوشش ما تحقق پذيرد شمشيرهاى ما اشراف و بزرگان را فرو مى گيرد . پيامبر ( ص ) خوشحال شد و فرمود آرى به خدايى خدا كه چنين است . و از اشعار ديگر ابو طالب اين ابيات اوست : هان پيامى از من كه بر حق است به لوىّ برسانيد هر چند كه پيام پيام دهنده سودى نمى رساند و كار ساز نيست . . . مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : دوست ما على بن يحيى البطريق كه خدايش رحمت كناد مى گفت : اگر ويژگى و راز نبوت نمى بود هرگز كسى چون ابو طالب كه شيخ و سالار و شريف قريش است برادر زادهء خود محمد ( ص ) را كه جوانى پرورش يافته در دامن او و يتيمى تحت كفالت او و به منزلهء فرزندش بوده است ، چنين مدح نمى گفته است : « خاندان هاشم كه همگى يكى پس از ديگرى سالارهاى قبيله كعب بن لوى هستند به او پناه مى برند » يا بدينگونه نمى ستوده است كه بگويد : سپيد چهره‌اى كه از ابر به آبروى او طلب باران مىشود ، فريادرس يتيمان و پناه بيوه زنان ، درماندگان خاندان هاشم برگرد او مى گردند و آنان پيش او در نعمت و بخششها قرار دارند . كه با اين اسلوب شعر افراد عادى و رعيت را نمى ستايند بلكه ويژه ستايش پادشاهان و بزرگان است ، و هنگامى كه در نظر بگيرى كه سرايندهء اين شعر ابو طالب است ، آن پير مرد بزرگوار و پرشكوه ، و آن را دربارهء محمد ( ص ) سروده است كه جوانى پناهنده به او بوده و از شرّ قريش در سايهء او مى آسوده است و ابو طالب او را از هنگامى كه پسر بچه‌اى بوده است بر دوش و در آغوش خويش پرورانده است و پيامبر ( ص ) از زاد و توشهء او مى خورده و در خانه‌اش مى زيسته است متوجه ويژگى و راز نبوت و بزرگى كار پيامبر ( ص ) مى شوى كه خداوند متعال در جانها و دلها چه منزلت بلند و پايگاه جليلى براى آن حضرت نهاده است .