ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

34

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

خانوادهء بزرگ از نسل عبد مناف از سختى و گرسنگى بميرند و تو در آن كار شاهد و موافق با قريش باشى همانا به خدا سوگند اگر در اين مورد به قريش فرصت دهيد خواهيد ديد كه در انجام بديهاى ديگر نسبت به شما شتابان خواهند بود . مطعم گفت : اى واى بر تو من يك تنم چه مى توانم بكنم هشام گفت : من براى اين كار شخص دومى هم پيدا كرده‌ام . مطعم پرسيد ، او كيست هشام گفت : خودم . مطعم گفت : شخص سومى هم پيدا كن . هشام گفت : پيدا كرده‌ام . مطعم پرسيد : او كيست هشام گفت : زهير بن اميه . مطعم گفت : شخص جهارمى هم پيدا كن . هشام پيش ابو البخترى رفت و همانگونه كه با مطعم سخن گفته بود با او هم سخن گفت . ابو البخترى گفت : آيا كس ديگرى هم در اين باره كمك خواهد كرد گفت : آرى ، و آن اشخاص را نام برد . ابو البخترى گفت : شخص پنجمى هم براى اين كار پيدا كن . هشام پيش زمعة بن اسود بن مطلب بن اسد بن عبد العزى رفت و با او سخن گفت . زمعة گفت : آيا در اين باره كس ديگرى هم كمك خواهد كرد گفت : آرى و ايشان را نام برد . آن گروه قرار گذاشتند شبانه در منطقهء بالاى مكه كنار كوه حجون جمع شوند . چون آنجا جمع شدند با يكديگر پيمان بستند و هماهنگ شدند كه موضوع آن عهدنامه را بشكنند . زهير گفت : من اين كار را آغاز مى كنم و نخستين كس از شما خواهم بود كه در اين باره سخن خواهم گفت . فرداى آن شب همين كه در انجمنهاى خود حاضر شدند ، زهير بن ابى اميه كه حله‌اى گرانبها پوشيده بود ، نخست هفت بار گرد كعبه طواف كرد و سپس روى به مردم آورد و گفت : اى اهل مكه آيا سزاوار است كه ما خوراك بخوريم و آشاميدنى بياشاميم و جامه بپوشيم و حال آنكه بنى هاشم در شرف هلاك باشند ، به خدا سوگند من از پاى نمى نشينم تا اين عهدنامه كه مايهء قطع پيوند خويشاوندى و ستم است دريده شود . ابو جهل كه گوشهء مسجد نشسته بود گفت : دروغ مى گويى ، به خدا سوگند كه دريده نخواهد شد . زمعة بن اسود به ابو جهل گفت : به خدا سوگند تو دروغگوترى و به خدا سوگند كه هنگامى كه اين پيمان نوشته شده ، راضى نبوديم . ابو البخترى هم گفت : آرى به خدا سوگند زمعة راست مى گويد ، ما به اين عهدنامه راضى نيستيم و به آنچه در آن نوشته شده است اقرار نداريم مطعم بن عدى گفت : آرى به خدا سوگند اين دو راست مى گويند و هر كس جز اين بگويد دروغ مى گويد . ما از آن عهدنامه و هر چه در آن نوشته شده است به پيشگاه خداوند بيزارى مى جوييم . هشام بن