ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

24

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

نامه ( 7 ) همچنين از نامه آن حضرت به معاويه در اين نامه كه با عبارت « اما بعد فقد اتتنى موعظة موصله » « و سپس پند نامه‌اى بافته شده مرا رسيده است » شروع مىشود . ابن ابى الحديد پس از توضيح پاره‌اى از لغات و اصطلاحات چنين نوشته است : اين نامه را على ( ع ) در پاسخ نامه‌اى كه معاويه ضمن جنگ صفين بلكه در اواخر آن براى آن حضرت نوشته است مرقوم داشته است ، و نامه معاويه اينچنين است : از بندهء خدا معاوية بن ابى سفيان به على بن ابى طالب ( ع ) ، اما بعد ، خداوند متعال در كتاب استوار خويش مى فرمايد : « همانا به تو و به كسانى كه پيش از تو بوده‌اند وحى شده است كه اگر شرك بورزى عمل ترا نابود مى سازد و بدون ترديد از زيان كاران خواهى بود . » و من ترا از خداوند بر حذر مى دارم كه مبادا ارزش كار و سابقه خود را با تفرقه و شكستن ستون اين امت و پراكندگى آنان از ميان ببرى . از خدا بترس و موقف قيامت را ياد آور و خويشتن را از اسرافى كه در فرو شدن در خون مسلمانان پيش گرفته‌اى بيرون آور كه من خود از پيامبر ( ص ) شنيدم كه مى فرمود : « اگر مردم صنعاء و عدن بر كشتن يك مرد عادى از مسلمانان هماهنگى كنند خداوند همهء آنان را با چهرهء در آتش فرو مى افكند . » بنابراين ، حال آن كس كه سران مسلمانان و سروران مهاجران را بكشد چگونه است ، تا چه رسد به كسى كه آسياى جنگ او پيران سالخورده و جوانان برومند ساده دل را كه همگى اهل قرآن و عبادت و ايمان و مؤمن و مخلص خداوند ، و مقر و عارف به حق رسول اويند ، از پاى در آورد . اينك اى ابو الحسن اگر تو براى خلافت و حكومت جنگ مى كنى ، به جان خودم سوگند اگر خلافت تو درست مى بود ، شايد بهانه‌ات در اين جنگ با مسلمانان به قبول نزديك مى بود ، ولى خلافت تو درست نيست ، و چگونه ممكن است صحيح باشد حال آنكه مردم شام در آن درنيامده‌اند و به آن خشنود نيستند .