ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

31

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

دارد . به خدا سوگند ، اگر چنان ما را فرو كوبند كه به نخلستانهاى هجر عقب بنشانند هر آينه مى دانيم كه ما بر حق هستيم و آنان بر باطل اند . سپس چندان جنگ كرد تا كشته شد . ابو عمر مى گويد : حارثة بن مضراب روايت مىكند و مى گويد نامه‌يى را كه عمر براى مردم كوفه نوشته بود خواندم و چنين بود : « اما بعد ، من عمار را به عنوان امير و عبد الله بن مسعود را به عنوان معلم و وزير پيش شما فرستادم و آن دو از زمره ياران نجيب محمد ( ص ) هستند ، سخن آن دو را بشنويد و به آن دو اقتداء كنيد و من با نيازى كه به وجود عبد الله بن مسعود داشتم شما را بر خودم ترجيح دادم و برگزيدم . ابو عمر مى گويد : عمر بن خطاب از اين جهت گفته است آن دو از نجباى اصحاب پيامبرند ، كه رسول خدا ( ص ) فرموده است « هيچ پيامبرى نيست كه مگر هفت ياور نجيب و فقيه و وزير به او عنايت مىشود و به من چهارده تن عنايت شده است حمزه و جعفر و على و حسن و حسين و ابو بكر و عمر و عبد الله بن مسعود و سلمان و عمار و اباذر و حذيفة و مقداد و بلال » . ابو عمر مى گويد : اخبار در حد تواتر رسيده است كه پيامبر ( ص ) فرموده است « عمار را گروه ستمگر خواهد كشت » و اين از اخبار غيبى و نشانه‌هاى پيامبرى آن حضرت ( ص ) و از صحيح ترين احاديث است . جنگ صفين در ربيع الآخر سال سى و هفت بود . على عليه السلام عمار را در جامه‌هايش بدون اينكه او را غسل دهد به خاك سپرد . مردم كوفه روايت مى كنند كه على عليه السلام بر جنازه عمار نماز گزارده است و مذهب ايشان در مورد شهيدان همين گونه است كه آنان را غسل نمى دهند ولى بر آنان نماز گزارده مىشود . ابو عمر بن عبد البر مى گويد : سن عمار روزى كه كشته شد نود و چند سال بود و نيز گفته شده است : نود و يك يا نود و دو يا نود و سه سال داشته است .