ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

13

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

آن زنجير در افتد و اضافه آن را هم بر گردنش نهند » . ابو هريره از پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه فرموده است « اگر در اين مسجد صد هزار تن يا افزون از آن باشند و مردى از دوزخيان را پيش ايشان آوردند و نفس بكشد و باز دم او به آنان برسد همانا كه مسجد و هر كس را در آن باشد به آتش مى كشد » . [ ابن ابى الحديد سپس فصلى مفصل در هفده صفحه در مورد اجتماعى بودن و عزلت آورده است ، و پس از اينكه توضيح مىدهد كه امير المومنين ( ع ) همان گونه كه گاه به عزلت تشويق كرده است گاه از آن نهى فرموده است ] مى گويد : همگى اين فصل و مطالب عزلت را از سخنان ابو حامد غزالى در احياء علوم الدين نقل كرديم و هر جا لازم بود آن را تهذيب كرديم . خطبه ( 178 ) از سخنان على عليه السلام درباره حكمين [ در اين خطبه كه با عبارت « فاجمع راى ملئكم على ان اختاروا رجلين » ( راى جماعت اشراف شما بر اين قرار گرفت كه دو مرد را برگزينند ) شروع مىشود . ابن ابى الحديد پس از توضيح لغات و اصطلاحات به دو لطيفه تاريخى و نامه‌يى كه معاويه براى عمرو عاص نوشته است پرداخته و مى گويد ] : ثورى ، از ابو عبيدة نقل مىكند كه مى گفته است : بلال پسر ابو بردة پسر ابو موسى اشعرى كه قاضى بود حكم به جدايى زن و شوهرى داد . مرد گفت : اى خاندان ابو موسى ، همانا و جز اين نيست كه خداوند شما را براى ايجاد تفرقه ميان مسلمانان آفريده است .