ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
10
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
در مورد حجر الاسود همان گونه كه على عليه السلام خبر داده بود اتفاق افتاد . من به خطبههاى مختلفى از على ( ع ) دست يافتهام كه در آنها پيشگويى هايى درباره خونريزى هاى آينده آمده است ، و آنها را چنان ديدم كه مشتمل بر چيزهايى است كه نسبت دادن آن به او جايز است و نيز مطالبى دارد كه نسبت دادنش به او جايز نيست . البته در بسيارى از آنها ديدم كه اختلال ظاهر است ولى اين مطالبى كه نقل مى كنم از آن خطبههاى سست نيست بلكه از سخنان اوست كه در كتابهاى مختلف آمده است و از آن جمله اين موضوع است كه على عليه السلام بر منبر خطبه مى خواند و ضمن آن فرمود « پيش از آنكه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد . . . » . تميم بن اسامة بن زهير بن دريد تميمى بر او اعتراض و گفتارش را قطع كرد و گفت : چند تار موى در سر من موجود است على على عليه السلام به او فرمود « همانا به خدا سوگند اين را مى دانم و بر فرض كه تو را از آن آگاه كنم چه دليلى بر آن خواهد بود - چگونه مى شمارى - و تو را از سبب اين برخاستن و پرسيدنت خبر مى دهم كه به من گفته شده است بر هر تار مويت فرشتهيى است كه تو را لعنت مىكند و شيطانى كه تو را به جنبش وا مى دارد و نشانه اين سخن آن است كه در خانهات پسرك شيرخوارى است كه پسر رسول خدا ( ص ) [ امام حسين ( ع ) ] را مى - كشد و ديگران را بر كشتن او تحريك مىكند » . اين موضوع همانگونه بود كه او گفته بود . تميم پسرى به نام حصين [ با صاد بدون نقطه ] داشت كه در آن هنگام نوزادى شير خوار بود و چندان زيست كه سالار شرطه ابن زياد شد و ابن زياد او را پيش عمر بن سعد فرستاد و فرمان داد با امام حسين ( ع ) جنگ كند و به حصين گفت ابن سعد را از قول او تهديد كند كه كار را به تأخير نيندازد و امام حسين ( ع ) صبح روزى كه در شب پيش از آن حصين به كربلا آمد به شهادت رسيد همچنين از آن جمله است گفتار على عليه السلام به براء بن عازب كه روزى