ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

8

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

از امور پوشيده و غيبى آگاه شود . در اين مورد در مباحث گذشته به حد كفايت بحث شده است . البته ممكن نيست كه هيچ نفسى بتواند همه امور غيبى و پوشيده را درك كند زيرا نيروى متناهى نمى تواند به امور نامتناهى چيره و محيط شود و هر نيرويى در هر نفسى حادث و متناهى است . بنابر اين ، لازم است سخن امير المومنين عليه السلام را به اين معنى ندانيم كه مقصودش اين است كه به همه امور غيبى داناست ، بلكه منظور اين است كه امورى محدود از امور غيبى و پوشيده را كه حكمت خداوند سبحان اقتضاى آن را دارد و او را براى دانستن آن شايسته دانسته است مىداند . در مورد رسول خدا ( ص ) هم همين گونه است و آن حضرت هم امورى محدود و معدود را مى دانسته‌اند نه آنكه بر همه امور نامتناهى دانا باشد . با آنكه على عليه السلام از بيم كافر شدن به رسول خدا بسيارى از آنچه را كه مى دانست از مردم پوشيده داشت ، گروهى بسيار به كفر افتادند و در مورد على ( ع ) مدعى پيامبرى شدند و ادعا كردند كه او شريك رسالت پيامبر ( ص ) است و سپس مدعى شدند كه عمو پيامبر بوده و فرشته مأمور ابلاغ حى اشتباه كرده است و پس از آن گفتند على ( ع ) همان كسى است كه براى مردم محمد ( ص ) را مبعوث كرده است . و درباره او مدعى به حلول و اتحاد شدند و هيچ نوع از گمراهى را رها نكردند مگر اينكه درباره‌اش گفتند و به آنان اعتقاد پيدا كردند و شاعر غلات درباره على عليه السلام اشعارى سروده كه ضمن آن چنين گفته است : « كسى كه عاد و ثمود را با بلاهاى سخت خود نابود كرد و كسى كه بر فراز طور با موسى سخن گفت هنگامى كه او را ندا مى داد . . . » يكى ديگر از شاعران آنان چنين سروده است . « همانا و جز اين نيست كه آفريدگار همه آفريده‌ها كسى است كه پايه‌هاى حصار خيبر را به لرزه در آورد و فرو كشيد ، آرى ما او را به امامت و مولايى پسنديده‌ايم و براى او به سمت خدايى و پروردگارى سجده مى كنيم » . پاره‌يى از اخبار على عليه السلام به امور غيبى در مباحث گذشته برخى از اخبار على عليه السلام به امور غيبى را بيان