ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
3
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
طبرى مى گويد : اين موضوع را حسن بصرى روايت مى كرده و مى گفته است : شگفتا كه همين مرد سپس در جستجوى درهم و دينار ، يا سيم و زر به ديار ما آمد . طبرى همچنين مى گويد : ابن عباس كه خدايش رحمت كناد مى گفته است : هنگامى كه عثمان در محاصره بود و من به نيابت از عثمان سرپرستى حج را بر عهده داشتم در « صلصل » عايشه را ديدم ، به من گفت : اى ابن عباس ، تو را كه مردى سخنور و خردمندى به خدا سوگند مى دهم كه مبادا مردم را از يارى دادن طلحه باز دارى ، كه بينش آنان در مورد عثمان آشكار و راه و روش ايشان روشن شده است و از همه شهرها براى كارى كه شعلهور شده است آمدهاند ، و آن چنان كه به من خبر رسيده طلحه كسانى را بر بيت المال گماشته و كليدها را گرفته است و گمان مى كنم به خواست خداوند و به روش پسر عمويش ابو بكر ، رفتار خواهد كرد . گفتم : مادرجان ، بر فرض كه براى آن مرد [ عثمان ] حادثهيى پيش آيد مردم به كسى جز سالار ما - على عليه السلام - توجه نخواهند كرد و پناه نخواهند برد . عايشه گفت : اى ابن عباس سخنى ديگر گوى و خود را باش كه من نمى خواهم با تو ستيز و بگو و مگو كنم . مدائنى در كتاب مقتل عثمان روايت مىكند كه طلحه سه روز از دفن عثمان جلوگيرى كرد و على عليه السلام پنج روز پس از كشته شدن عثمان بيعت مردم را پذيرا شد و حكيم بن حزام يكى از افراد خاندان اسد بن عبد العزى و جبير بن مطعم بن حارث بن نوفل از على عليه السلام براى دفن عثمان يارى خواستند . طلحه گروهى را با سنگريزه در راه آنان نشاند . تنى چند از وابستگان عثمان جنازهاش را بيرون آوردند و خواستند كنار محوطهيى در مدينه كه به حش كوكب معروف بود به خاك بسپارند . يهوديان مردگان خود را آنجا دفن مى كردند ، همين كه جنازه را آوردند آن گروه شروع به ريگ زدن به تابوت كردند و مى خواستند جسد را