ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

37

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

به آن دو فرامى خواند دعوت مى كنيم ، دين ما اسلام و پيامبر ما محمد و قبله ما كعبه و پيشواى ما قرآن است ، ما حلال را همواره حلال مى شمريم و عوضى از آن نمى خواهيم و آن را به چيزى نمى فروشيم ، حرام را هم حرام مى دانيم و آن را پشت سر خود انداخته‌ايم و هيچ نيرو و قوتى جز بر خدا نيست و به سوى خدا شكايت مى بريم و بر او اعتماد داريم . هر كس زنا كند كافر است . هر كس دزدى كند كافر است . هر كس باده نوشى كند كافر است و هر كس در اينكه آنان كافرند شك كند كافر است . ما شما را به امور فريضه و واجب كه همگى روشن است و به آياتى كه همه محكم و استوار است و به آثارى كه از آن پيروى مى كنيم فرامى خوانيم . و گواهى مى دهيم كه خداوند در آنچه وعده فرموده صادق است و در آنچه حكم فرمايد عدل مطلق است . ما به توحيد و يگانگى پروردگار دعوت مى كنيم و اينكه به وعد و وعيد يقين داشته باشيم و فرايض را بجا آوريم و امر به معروف و نهى از منكر كنيم و اينكه نسبت به آنان كه اهل دوستى با خداوندند دوستى ورزيم و با آنان كه دشمن خدايند دشمنى كنيم . اى مردم يكى از رحمتهاى خداوند اين است كه در هر زمان كه سستى و فتور پيش آيد بازماندگانى از اهل علم را قرار مىدهد تا آنان را كه گمراهند به هدايت فراخوانند و بر درد و رنج در راه خدا صبر و پايدارى كنند و گروهى از آنان در گذشته بر حق كشته و شهيد شدند و پروردگارشان آنان را فراموش نكرده است و « پروردگارت فراموشكار نيست » شما را سفارش مى كنم به ترس از خدا و قيام پسنديده بر آنچه كه بايد بر آن قيام كنيد ، و با خداوند در اجراى فرمانهاى او و آنچه نهى فرموده است پسنديده رفتار كنيد . اين سخن خود را مى گويم و از خداوند براى خودم و شما طلب آمرزش مى كنم . گويد : عبد الله بن يحيى چند ماه در صنعاء مقيم بود . ميان مردم خوشرفتارى مى كرد و براى آنان نرم و فروتن بود و از آزار آنان دست نگه مى داشت و جمعيت او بسيار شد و خوارج از هر سو پيش او آمدند . چون موسم حج فرا رسيد ، ابو حمزه مختار بن عوف و بلج بن عقبة و ابرهه بن صباح را با گروهى به مكه فرستاد . شمار ايشان هزار تن و فرمانده ايشان ابو حمزه بود . عبد الله بن يحيى به ابو حمزه مختار فرمان داد پس از رفتن مردم از مكه او در آنجا بماند و بلج را هم به شام گسيل دارد .