ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
23
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
خوارج خروج مى كردم . او گفت : پسركم من تو را به خدا بخشيدهام . عيسى بن - فاتك خطى در واقعه كشته شدن اين خوارج چنين سروده است : « هان كه در راه خداوند نه در راه مردم ، تنه درختان خرما پيكر داوود و برادرانش را گرفت . . . » عمران بن حطان هم با ابيات زير او را مرثيه گفته است : « اى چشم بر مرداس و كشتارگاهش بگرى ، اى خداى مرداس مرا هم به مرداس ملحق كن . . . » همچنين اين ابيات را سروده است : « زندگى براى من خشم و كينه افزوده و بر دوستى من در مورد خروج ابو بلال افزوده است ، مى پرهيزم از آنكه بر بستر بميرم و آرزوى مرگ زير نيزههاى بلند دارم . . . » عمران بن حطان ابو العباس مبرد مى گويد : اين عمران بن حطان يكى از افراد خاندان عمرو بن - يسار بن ذهل بن ثعلبه بن عكابة بن صعب بن عك بن بكر بن وائل بوده است ، او سالار گروهى از خوارج « صفريه » است و فقيه و خطيب و شاعر ايشان هم بوده ، شعر او بر خلاف شعر ابو خالد قنانى است كه او هم از همان گروه بوده است . قطرى بن - فجاءة مازنى براى او ابياتى نوشته و فرستاده و او را در مورد خوددارى از شركت در جنگ سرزنش كرده بود كه چنين بوده است : « اى ابو خالد يقين داشته باش كه جاودانه نخواهى بود و خداوند براى كسى كه از جهاد خوددارى كند و فرونشيند عذرى باقى نگذارده است ، آيا مى - پندارى كه خارجى بر هدايت است و خودت ميان دزد و منكر خدا اقامت مى كنى » ابو خالد در پاسخ او اين ابيات را سرود و فرستاد : « همانا آنچه مايه افزونى محبت من به زندگى است موضوع دختركان من است كه همگان از اشخاص ضعيف هستند ، از اين پرهيز مى كنم كه پس از