ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

49

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

آنان فرستاده سوارانى را همراه او روانه كرد تا با آنان جنگ كند ، آن مرد نزد ايشان آمد و پرسيد : به چه مناسبت لشكرگاه ساخته‌ايد و حال آنكه مردم همگى ، غير از شما ، به اطاعت در آمده‌اند آنان سه گروه شدند . گروهى گفتند : ما نخست مسيحى بوديم و مسلمان شديم و همچون ديگر مردم در اين فتنه [ جنگ جمل ] در افتاديم ، اينك هم همان گونه كه مردم بيعت كرده‌اند بيعت مى كنيم ، آن مرد به اين گروه فرمان داد كناره بگيرند و آنان كناره گرفتند . گروهى گفتند : ما مسيحى بوديم و مسلمان نشديم و ما همراه قومى كه [ براى جنگ جمل بيرون ] آمدند بيرون آمديم و در واقع ما را با زور و اجبار بيرون آوردند و ما همراهشان شديم و همگان شكست خوردند و اينك ما هم مانند مردم به هر كارى كه در آيند درمى آييم و جزيهء خود را همان گونه كه به ايشان مى پرداختيم به شما مى پردازيم . آن مرد به آنان گفت : از ايشان كناره بگيريد و آنان كناره گرفتند . گروه ديگرى گفتند : ما مسيحى بوديم مسلمان شديم ولى اسلام ، ما را به خود جذب نكرد ، از اين رو به مسيحيت خويش بازگشتيم و اكنون همان گونه كه مسيحيان به شما جزيه مى پردازند جزيه خواهيم پرداخت . به آنان گفت : توبه كنيد و به اسلام برگرديد . آنان نپذيرفتند در نتيجه جنگجويان ايشان را كشت و بازماندگان ايشان را به اسيرى گرفت و ايشان را به حضور على ( ع ) آورد . داستان خريت بن راشد ناجى و خروج او بر على ( ع ) ابن هلال ثقفى مى گويد : محمد بن عثمان ، از ابو سيف ، از حارث بن كعب ازدى ، از قول عمويش عبد اللّه بن قعين ازدى چنين نقل مى كرد كه خريت بن راشد ، از بنى ناجيه بود كه همراه على عليه السّلام در جنگ صفين شركت كرده بود ، پس از جنگ صفين و داستان حكميت در حالى كه سى نفر از يارانش همراهش بودند و او ميان ايشان حركت مى كرد آمد و مقابل على ( ع ) ايستاد و گفت : به خدا سوگند فرمان ترا اطاعت نمى كنم و پشت سرت نماز نمى گزارم و فردا از تو جدا خواهم شد . على ( ع ) به او گفت : مادرت بر سوگ تو بگريد در اين صورت عهد خود را شكسته‌اى و از فرمان خدايت سرپيچى كرده‌اى و به كسى جز خودت زيان نرسانده‌اى ،