ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

42

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

نسب جرير و پاره‌يى از اخبار او ابن قتيبه در كتاب المعارف خود آورده است كه جرير در سال دهم هجرت در ماه رمضان به حضور پيامبر رسيد و مسلمان شد و با رسول خدا بيعت كرد . جرير زيبا روى و سپيد چهره بود و پيامبر ( ص ) در مورد او فرموده‌اند : « گويى فرشته بر چهره‌اش دست كشيده است . » و عمر بن خطاب مى گفته است : جرير يوسف اين امت است و چنان كشيده قامت بود كه بر كوهان شتران كشيده قامت سوار مى شد و در حالى كه روى زمين ايستاده بود بر كوهان شتر آب دهان مى انداخت و طول كفش او يك ذراع بود . معمولا ريش خود را هنگام شب با زعفران خضاب مى بست و به هنگام صبح آن را مى شست و رنگى زرين بر آن باقى مى ماند . او از همراهى على ( ع ) و معاويه كناره گرفت و در جزيره و نواحى آن مقيم شد تا آنكه در شراة به سال پنجاه و چهار هجرى و روزگار حكومت ضحاك بن قيس بر كوفه ، در گذشت . نسب جرير را ابن كلبى در جمهرة الانساب چنين آورده است : جرير بن عبد اللّه بن جابر بن مالك بن نضر بن ثعلب بن جشم بن عويف بن حرب بن على بن مالك بن سعد بن بدير بن قسر است كه نامش ملك بن عبقر بن اراش بن عمرو بن غوث بن نبت بن زيد بن كهلان است . مورخان و سيره نويسان گفته‌اند كه على عليه السّلام خانهء جرير و گروهى از كسانى را كه همراه او از على جدا شدند ويران كرده است و از جمله ايشان خانه ابو اراكة بن مالك بن عامر قسرى است كه داماد جرير يعنى شوهر دخترش بوده است ، و محل خانه‌اش از ديرباز معروف به خانه ابى اراكه بوده است و شايد امروز اين نام فراموش شده باشد .