ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

مقدمه 6

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

نوشته است ، مدعى است كه نخستين شارح نهج البلاغه است و حال آنكه به يقين و به طور مسلم پيش از او چند شرح بر اين كتاب شريف نوشته شده است كه از جمله شرح على بن ناصر است و در همان حال كه ابو الحسن بيهقى شرح خود را مى نوشته است ، قطب الدين راوندى از اعاظم علماى شيعه هم شرح مفصل خود را بر نهج البلاغه تأليف كرده است . - بيهقى در گذشته به سال 565 هجرى قمرى و قطب راوندى در گذشته به سال 573 يعنى هشت سال پس از اوست . - و نمى دانيم آيا قطب راوندى و كيدرى ، كه شرح او بر نهج البلاغه به سال 576 تمام شده است ، از كار يكديگر آگاه بوده‌اند يا نه ، و همينگونه است دو كار بزرگ ابن ابى الحديد ، در گذشتهء 656 و ابن ميثم بحرانى ، در گذشتهء 675 . بزرگانى از طبقات مختلف ، بر شرح نهج البلاغه همت گماشته‌اند : وزيرى چون امير على شير نوايى و فقيه و اصولى بزرگى چون مرحوم آخوند محمد كاظم خراسانى ( ره ) و مفتى بزرگى چون شيخ محمد عبده ، و مناسب است براى اطلاع بيشتر در اين مورد به دو كتاب گرانقدر قرن چهاردهم هجرى ، يعنى « الذريعة الى تصانيف الشيعة » مرحوم علامهء تهرانى و « الغدير » مرحوم امينى مراجعه كرد كه حدود 80 شرح را نام برده و معرفى كرده‌اند . بر اين مقدار بايد كارهاى ديگر را كه پس از آن دو بزرگوار و در اين بيست و پنج سال اخير صورت گرفته است افزود ، نظير كار ارزندهء سيد عبد الزهرا حسينى خطيب و استاد شيخ محمد باقر محمودى و و ديگر دانشمندانى كه در اين راه قدم برداشته‌اند . ميان اين شروح گاه نام مشتركى ديده مىشود ، مثلًا قطب الدين راوندى نام شرح خود را « منهاج البراعة » نهاده است و مرحوم حاج ميرزا حبيب اللّه خويى ، در گذشتهء 1326 قمرى هم همين نام را بر كتاب خود نهاده است و برخى همچون شرح ابن ميثم به صورت صغير و متوسط و كبير تنظيم شده است .