ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
29
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
و شاعر آل ابى طالب بوده است و سرزمينهاى ديلم و جبل را به تصرف خويش در آورد و ميان او و سامانيان جنگهاى بزرگى رخ داد و به سال 304 در هفتاد و نه سالگى درگذشت و ملقب به « الناصر للحق » بود . او حسن بن قاسم بن حسين حسنى را به جانشينى خود گماشت و او ملقب به « الداعى الى الحق » بود . همين بانو مادر برادر سيد رضى يعنى ابو القاسم على معروف به سيد مرتضى هم بوده است . سيد رضى پس از آنكه سن او از سى سالگى گذشته بود در مدتى اندك ، قرآن را حفظ كرد و در فقه و احكام صاحب نظر شد . خدايش رحمت كناد كه عالمى اديب و شاعرى زبردست بوده است . شعرش بسيار فصيح و داراى الفاظ استوار و در همهء ابواب عروضى و انواع آن است . اگر خواسته است در غزل و عشق شعرى بسرايد ، در زيبايى و رقت تا حد شگفتى و اعجاز پيش رفته است و اگر خواسته است در بزرگداشت و مدح سخن بگويد ، كلماتى را برگزيده كه بر دامنش هيچ گردى ننشسته است و اگر آهنگ مرثيه داشته ، گوى سبقت از همگان در ربوده و شاعران همه گام بر جاى پاى او نهادهاند . در عين حال دبيرى است كه نثر او بسيار قوى و نيرومند است . داراى نفسى شريف و عفيف و بلند همت است و سخت پاى بند به دين و قوانين آن . از هيچ كس جايزه و پاداش نگرفته است و در اين مورد چنان شرف و حرمتى داشته كه حتى جوايزى را كه پدرش براى او مى فرستاده نمى پذيرفته است . آل بويه بسيار كوشيدند تا پاداشها و جايزههاى آنان را بپذيرد و نپذيرفت . به همين مقدار خشنود بود كه او را گرامى دارند و حرمتش را محفوظ بدارند و ياران و دوستانش را عزت نهند . طائع خليفه عباسى از برادرش قادر به سيد رضى