ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

18

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

پيش شما آمده است « و على ( ع ) هم مكرر مى فرمود : زبير همواره مردى از ما و اهل بيت بود ، تا آنكه عبد الله پسرش به جوانى رسيد . در جنگ جمل بر او پيروز شد و او را به اسيرى گرفت . از او گذشت كرد و فرمود : برو و ترا از اين پس نبينم ، و چيزى بر اين سخن نيفزود . او پس از جنگ جمل به سعيد بن عاص ، كه دشمن او بود ، دست يافت و فقط چهره از او بر گرداند و چيزى به او نگفت . به خوبى از آنچه عايشه نسبت به او كرده است آگاهيد ، و چون على ( ع ) بر او پيروز شد او را اكرام فرمود و همراه او بيست زن از قبيلهء عبد القيس را در حالى كه بر سرشان عمامه بست و از دوش آنان شمشير آويخت گسيل فرمود ، ميان راه عايشه سخنانى كه در مورد على جايز نبود بر زبان آورد و زبان به گله گشود كه على پردهء حرمت مرا با مردان و سپاهيان خود كه بر من گماشت دريد ، و همين كه به مدينه رسيد آن زنان عمامه‌ها را از سر برداشتند و به او گفتند : مى بينى كه ما همگى زن هستيم . مردم بصره با على ( ع ) جنگ كردند و بر روى او و فرزندانش شمشير كشيدند و او را دشنام دادند و نفرين كردند و چون بر ايشان پيروز شد ، شمشير از ايشان برداشت و منادى او در همه جاى لشكرگاه ندا در داد كه نبايد هيچكس را كه به جنگ پشت كرده است تعقيب كرد و نبايد هيچ خسته و زخمى را سر بريد و نبايد كسى را كه تن به اسيرى داده است كشت و هر كس سلاح خود را بيندازد در امان است و هر كس به لشكرگاه امام بپيوندد ايمن خواهد بود . على ( ع ) حتى باروبنهء آنان را تصرف نكرد و زن و فرزندشان را به اسيرى نبرد و چيزى از دارايى آنان را به غنيمت نگرفت و حال آنكه اگر مى خواست مى توانست به همه اين امور عمل كند و از انجام هر كارى جز عفو و گذشت خوددارى فرمود و از سنت و روش پيامبر ( ص ) در فتح مكه پيروى كرد : او بخشيد در حالى كه كينه‌ها خاموش نشد و بديها فراموش نگشت . و چون لشكر معاويه در جنگ صفين بر آب دست يافتند و شريعهء فرات را احاطه كردند ، سران شام به معاويه گفتند : ايشان را با تشنگى بكش ، همچنان كه عثمان را تشنه كشتند . على ( ع ) و يارانش خواستند كه اجازه دهند آب بر دارند . گفتند : به خدا سوگند قطره‌يى آب نخواهيم داد تا از تشنگى بميريد ، همچنان كه پسر عفان تشنه