ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

12

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

هر كس پس از او در هر فضيلتى ، درخششى پيدا كرده است ، از او پرتو گرفته است و از او پيروى كرده و در راه او گام نهاده است . به خوبى مى دانى كه شريف ترين علوم ، علم الهى است كه شرف هر علم بستگى به شرف معلوم و موضوع آن علم دارد و موضوع علم الهى از همهء علوم شريف تر است ، كه خداى اشرف موجودات است و اين علم از گفتار على ( ع ) اقتباس و از او نقل شده و همهء راههاى آن از او سرآغاز داشته و به او پايان پذيرفته است . معتزله كه اهل توحيد و عدل و در آن دو موضوع ارباب نظرند و مردم از آنان اين فن را آموخته‌اند ، همگان در زمرهء شاگردان و اصحاب اويند . سالار و بزرگ معتزله و اصل بن عطاء است و او شاگرد ابو هاشم عبد الله بن محمد بن حنفيه است و او شاگرد پدرش و پدرش شاگرد پدر خود ، على ( ع ) است . اما اشعرى ها منسوب به ابو الحسن على بن اسماعيل بن ابو بشر اشعرى هستند و او شاگرد ابو على جبائى است كه خود يكى از مشايخ معتزله است . به اين گونه سند معارف اشعريان هم سرانجام منتهى به استاد و معلم بزرگ معتزله ، يعنى على ( ع ) مىشود . انتساب اماميه و زيديه به على ( ع ) هم كاملا آشكار است . ديگر از علوم ، علم فقه است كه على ( ع ) اصل و اساس آن است و هر فقيهى در اسلام ريزه‌خوار او و بهره‌مند از فقه اوست . اما ياران ابو حنيفه همچون ابو يوسف و محمد و كسان ديگر غير از آن دو ، همگان علم خود را از ابو حنيفه فرا گرفته‌اند . اما شافعى نزد محمد بن حسن خوانده و آموخته و فقه او هم به ابو حنيفه بر مى گردد . احمد بن حنبل هم نزد شافعى آموزش ديده است و بدينگونه فقه او هم به ابو حنيفه باز مى گردد و ابو حنيفه نزد جعفر بن محمد ( ع ) آموخته و جعفر در محضر پدر خويش آموزش ديده و سرانجام به على ( ع ) منتهى مىشود . اما مالك بن انس ، شاگرد ربيعه و او شاگرد عكرمة و او شاگرد عبد الله بن - عباس و عبد الله شاگرد على بن ابى طالب ( ع ) است . ضمنا مى توان فقه شافعى را از اين رو كه شاگرد مالك بوده است به مالك برگرداند ، و اين چهار تن فقيهان چهار - گانه‌اند .