ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

مقدمه 16

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

مى دارم . » اين بيت از قصيدهء ششم اوست كه در كتاب شرح معلقات سبع زوزنى ، چاپ صفر المظفر 1272 ق ، تهران ، و در ص 14 مقدمهء استاد محمد ابو الفضل ابراهيم بر شرح نهج البلاغه ، چاپ مصر ، 1378 ق ، آمده است . اگر برخى بگويند ابن ابى الحديد اين قصايد را در دورهء جوانى خود سروده است و ممكن است تغيير عقيده داده باشد ، ولى او پس از به پايان رساندن شرح نهج البلاغه و فرستادن آن براى ابن العلقمى ، وزير شيعى و دانشمند ، در پاسخ به الطاف او اشعارى سروده و ضمن آن همچنين مى گويد : احب الاعتزال و ناصريه * ذوى الالباب و النظر الدقيق فاهل العدل و التوحيد اهلى * و نعم فريقهم ابدا فريقى « مذهب اعتزال و يارانش را ، كه مردم خردمند و داراى نظر دقيق هستند ، دوست دارم . آرى ، اهل عدل و توحيد اهل من و راه پسنديدهء آنان همواره آيين من است . » اين دو بيت هم در ص 21 ج 5 روضات الجنات مرحوم ميرزا محمد باقر خوانسارى ، چاپ اسماعيليان ، قم ، 1392 ق و در ص 11 مقدمهء ابو الفضل ابراهيم آمده است ، و به طورى كه قبلًا ديديد شرح نهج البلاغه به تصريح خود ابن ابى الحديد در سلخ صفر 649 يعنى هفت سال پيش از مرگ او و شصت و سومين سال عمرش پايان پذيرفته است ، و با توجه به همين ابيات معلوم مىشود كه او معتزلى است و نمى تواند شيعهء امامى باشد . دوم آنكه ابن ابى الحديد در آغاز مقدمهء خود بر كتاب ، سپاس خداوندى را به جا مى آورد كه به مصلحتى كه مقتضاى تكليف بوده است ، مفضول ( خلفاى سه گانه ) را بر افضل ( على عليه السلام ) مقدم داشته است و اين عقيده به هيچ روى نمى تواند عقيدهء شيعه باشد . سوم آنكه مكرر عقايد شيعه را به عنوان عقيدهء مخالف با اعتقاد خود و مشايخ خويش طرح و رد كرده است ، در اين باره براى نمونه مراجعه فرماييد به مطالب آخر بحث موضوع سقيفه ( ص 60 ج 2 چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر 1378 ق و ص 75 ج 1 چاپ سنگى تهران ) و به آنچه در پايان شرح خطبهء سى و هفتم ( ص 296 ج 2 چاپ ابوالفضل ابراهيم ) آورده است ، و در اين باره بحث بيشتر