ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
مقدمه 14
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
نحوى بود و در هر مورد شواهد ديگرى ، از نظم و نثر ، كه مؤيد آن باشد ، آورد و در هر فصل كارها و وقايع تاريخى مربوط به آن را شرح داد و نيز اشاراتى به روشن ساختن دقايق علم توحيد و عدل آورد كه اشارتى مختصر است و در هر مورد كه در شرح نيازى به آوردن انساب و امثال و نكات لطيف بود فروگذارى نكرد . و اين شرح را با مواعظ و اشعار زهد و دينى آراست و حكمتهاى گرانبها و آداب و عادات و خلق و خوى مناسب را موضوع را آورد ، و چنان رشتهء گهر و گردن بند آراستهيى شد كه بر هر رشته و آويزهء رخشان پهلو مى زند و مايه رشگ و شرمسارى هر بوستان و گلستان است . . . و مسائل فقهى را كه در كتاب بود و يا اشارتى به موارد فقهى داشت توضيح داد . و اين را آشكار ساخت كه بسيارى از فصول آن در زمرهء معجزات محمديه است ، كه مشتمل بر اخبار غيبى و بيرون از توان معمولى بشرى است . همچنين در مورد اشارات و رموزى كه على عليه السلام در گفتار خود گنجانيده است و آنها را جز عالمان نمى توانند بفهمند و جز روحانيان مقرب كسى درك نمى كند توضيح داد ، و از مقاصد آن حضرت كه سلام خدا بر او باد ، چه در كلمات مرسل و چه در كنايات پوشيده و پيچيده و غامض ، كه با آن تعريض زده و فقط به همان قناعت فرموده است ، پرده برداشت و اندوههاى درون سينهء او را كه گاه چون آهى سرد از سينهء دردمند سر زده است و دردهايى را كه از آن شكايت فرموده و با بازگويى آن اندك استراحتى يافته است ، روشن ساخت . آنچه كه ابن ابى الحديد نوشته است ، بدون هيچ كم و بيش ، همانگونه است كه خود گفته است ، و اين شرح گنجينهء اطلاعات گرانبهاى گوناگونى است كه در آن گنجانيده شده است . در عين حال اين بنده پس از بررسى اجمالى مطالب اين كتاب چنين تصور مى كنم كه سه جنبه بر ديگر جنبههاى اين كتاب برترى دارد كه عبارت است از : جنبهء ادبى ، به معنى اعم آن ، جنبهء تاريخى و اجتماعى و جنبهء كلامى كه در اين ميان جنبهء اخير از لحاظ كمى بر دو جنبهء ديگر برترى دارد و مطالبى كه دربارهء اوضاع و احوال اجتماعى و امور تاريخى نيمهء اول قرن اول هجرى نوشته است ، تقريباً نيمى از كتاب را در بر گرفته است و ترجمهء مطالب تاريخى دو جلد از آن كه 680 صفحه به قطع وزيرى در چاپ اخير استاد محمد ابو الفضل ابراهيم بوده است همين كتابى است كه در دست داريد ، البته اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه مباحث تاريخى ضمن شرح خطبهها و نامهها آمده است و در بخش كلمات حكمت بار امير المومنين