خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

1121

نهج البلاغة ( فارسى )

و بدكار به نكوهش سزاوار نبود ، اين گفتار بت پرستان و پيروان شيطان و گواهان دروغ و كوران از راه صواب و حقّ است و ايشان قدريهّ و مجوس اين امّتند . ناگفته نماند كه لفظ قدرىّ در اخبار ما به جبرىّ و تفويضىّ هر دو گفته مىشود ، و مراد در اينجا جبرىّ است كه مى گويد : كارى كه هر بنده‌اى انجام دهد به اراده و اختيار خود نيست بلكه بتقدير و مشيئت خدا مجبور است بخلاف تفويضىّ كه قدرت خداى تعالى را منكر است و مى گويد : خداوند بنده را امر و نهى نمود و به خود واگذارد كه بكنند يا نكنند استقلال دارند ، خلاصه امام عليه السّلام فرمود : ) 2 - خداوند سبحان بندگانش را امر كرده با اختيار و نهى فرموده با بيم و ترس ( از عذاب ) و تكليف كرده ( به كار ) آسان ( كه به رغبت انجام دهند ) و دستور نداده ( به كار ) دشوار ( تا در انجام آن مجبور نباشند ) و كردار اندك را پاداش بسيار عطا فرموده ( كه اين خود لازمهء اختيار داشتن است ) و او را نافرمانى نكرده‌اند از جهت اينكه مغلوب شده باشد ( زيرا بر بندگانش قاهر و غالب مى باشد ) و فرمانش را نبرده‌اند از جهت اينكه مجبور كرده باشد ( بلكه همه را اختيار داده و اسباب هر كار را آماده ساخته است ) 3 - و پيغمبران را از جهت بازى نفرستاده ( بلكه آنها را فرستاده تا اطاعت كنندگان را ببهشت مژده داده و نافرمانان را از دوزخ بترسانند ) و كتابها ( مانند تورية و انجيل و قرآن ) را براى بندگان بيهوده نفرستاده ( بلكه آنها را فرستاده تا بدستور خدا آشنا باشند ) و آسمانها و زمين و آنچه در آنها است را بى جا نيافريده ( بلكه همهء آنها را به حكمت آفريده ، پس چگونه مىشود كه حكيم درست كردار كسى را مجبور سازد ، در قرآن كريم س 38 ى 27 مى فرمايد : ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا ، فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النّارِ يعنى ) آن گمان كسانى است كه كافر شدند و نگرويدند ، پس واى بر آنان كه كافر شدند از آتش ( پس شيخ گفت : قضاء و قدر چيست كه ما نرفتيم مگر بسبب آن فرمود : آن دستور و حكم خداوند است پس از آن اين آيه را قرائت نمود س 17 ى 23 : وَ قَضى رَبُّكَ أَلّا تَعْبُدُوا إِلّا إيِاّهُ يعنى پروردگار تو حكم فرموده كه جز او را نپرستيد . پس شيخ خوشنود از جاى خود برخاسته گفت : أنت الإمام الّذى نرجو بطاعته * يوم النّشور من الرّحمن رضوانا أوضحت من ديننا ما كان ملتبسا * جزاك ربّك عنّا فيه إحسانا يعنى تو امام و پيشوايى هستى كه با پيروى از تو روز رستخيز رضا و خوشنودى خداوند بخشنده را اميدواريم ، آنچه از دين و كيش ما پوشيده بود آشكار ساختى ، پروردگارت از جانب ما در اين خدمت به تو پاداش نيكو عطا فرمايد ) .