خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

832

نهج البلاغة ( فارسى )

را نموده ناسزا گفتند و من مردى از هجرت كنندگان بودم كه ( با پيغمبر اكرم از مكهّ به مدينه براى صلح و آسايش آمده و از فتنه و فساد و خونريزى بيزار بوده دورى مى جستم ، و ) بسيار خواستار خوشنودى مردم از او بوده ، و كمتر او را سرزنش مى نمودم ( همواره او را پند و اندرز داده و بتغيير كردار دعوت مى كردم ) و ( لكن ) آسانترين روش طلحه و زبير در بارهء او تند روى و آهسته‌ترين سوق دادنشان سخت راندن بود ( هرگز او را نصيحت نكرده ، بلكه هميشه درصدد بر پا نمودن فتنه و تباهكارى بودند ، از اينرو مردم را از دور و نزديك گرد آورده به كشتن او ترغيب مى نمودند ، چنان كه زبير مى گفت : او را بكشيد كه دين شما را تغيير داده ، و عثمان هنگام محصور بودن در خانهء خود مى گفت : واى بر طلحه كه او را چنين و چنان رعايت نمودم و اكنون در صدد ريختن خون من برآمده است ) و ناگهان عائشه بى تأمّل و انديشه در بارهء او خشمناك گرديد ( براى اينكه عثمان بيت المال را به خويشاوندان خود اختصاص داد بر آشفت و مردم را به كشتنش وادار نمود و گفت : اقتلوا نعثلا ، قتل اللّه نعثلا يعنى شيخ احمق و پير بى خرد را بكشيد خدا او را بكشد ، و نعثل نام يهودىّ دراز ريشى بوده در مدينه كه عثمان را به او تشبيه نموده ، روايت شده روزى عثمان بالاى منبر رفته و مسجد پر از جمعيّت بود ، عائشه از پس پرده دست بيرون آورد و نعلين و پيراهن پيغمبر اكرم را بمردم نمود و گفت : اين كفش و پيراهن رسول خدا است كه هنوز كهنه نگشته و تو دين و سنّت او را تغيير دادى ، و سخنان درشت به يكديگر گفتند ) ( 3 ) پس ( طلحه و زبير و عائشه مردم را به كشتن او ترغيب نمودند ، و ) گروهى براى كشتنش آماده شده او را كشتند ( بنا بر اين بايد از ايشان خونخواهى نمود ، نه آنكه آنان در صدد خونخواهى بر آيند ) و مردم بدون اكراه و اجبار از روى ميل و اختيار با من بيعت نمودند ( پس سبب مخالفت طلحه و زبير و پيروانشان با من و بر پا نمودن فتنه و آشوب چيست ) . ( 4 ) و بدانيد ( بر اثر فتنه انگيزى طلحه و زبير و عائشه ) سراى هجرت ( مدينه ) از اهلش خالى گشته ، و اهلش از آن دور شدند ( من ناچار از آنجا خارج شدم ) و مانند جوشيدن ديگ به جوش و خروش آمده ( بسبب هرج و مرج آرامش و آسايش آن از بين رفت ) بر مدار