خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

685

نهج البلاغة ( فارسى )

داده ، پس حال رعيّت نيكو نمى شود مگر به خوش رفتارى حكمفرمايان ، و حال حكمفرمايان نيكو نمى گردد مگر به ايستادگى رعيّت در انجام دستور ايشان ، 7 پس هر گاه رعيّت حقّ والى و والى حقّ رعيّت را اداء نمود حقّ در بين ايشان ارجمند و قواعد دينشان برقرار و نشانه‌هاى عدل و درستكارى بر پا و سنّتها ( احكام پيغمبر اكرم ) در مواضع خود جارى گردد ، و بر اثر آن روزگار اصلاح مىشود ، و به پايندگى دولت و سلطنت اميد مى رود ، و طمعهاى دشمنان از بين مى رود ( اجانب را بر ايشان تسلّطى نخواهد بود ) 8 و اگر رعيّت بر والى غلبه يابد ( اوامر و نواهى او را به كار نبندد ) يا والى بر رعيّت تعدّى و ستم كند آنگاه اختلاف كلمه رخ دهد ( سخن يك جور نگويند و با هم يك دل نباشند ) و نشانه‌هاى ستم آشكار و تباهكاريها در دين بسيار و عمل به سنّتها رها شود ، پس به خواهش نفس عمل گشته احكام شرعيهّ اجراء نشود ، و دردهاى اشخاص ( دزدى و خونريزى و نا امنى و گرانى و گرفتارى ) بسيار گردد ، و براى اداء نشدن حقّ بزرگ و اجراى باطل و نادرست كسى اندوهگين و نگران نشود ، پس آن زمان نيكوكاران خوار و بد كاران ارجمند شوند ، و وا خواهيهاى خدا نزد بندگان ( بسبب گناهان بيشمار ) بسيار شود ، 9 پس در اداى آن حقّ بر شما باد اندرز دادن و كمك به يكديگر كه ( بر اثر سعادت و نيكبختى دنيا و آخرت را بدست آوريد ، زيرا ) كسى به حقيقت طاعت و فرمانبرى شايستهء خدا نمى رسد اگر چه براى بدست آوردن رضاء و خوشنودى او حريص بوده كوشش بسيار در عمل و بندگى داشته باشد ( پس نبايد شخص گمان كند در اندرز دادن به ديگرى و يارى نمودن حقّ آنچه شايستهء خدا است بجا آورده ) ولى از جمله حقوق واجبهء خدا بر بندگان اندرز دادن و كمك و يارى به يكديگر است براى اجراى حقّ بين خودشان به قدر كوشش و توانائى ، 10 و نيست مردى بى نياز از كمك شدن به آنچه خداوند از حقّ خود كمك به او را واجب گردانيده هر چند مقام و مرتبهء او بزرگ بوده و در دين برترى داشته باشد ( بنا بر اين كسى نيست كه در راه حقّ و آنچه بر او واجب است به يارى ديگرى نيازمند نباشد ) و نيست مردى كه بايد ديگرى را براى اداى حقّ يارى كند يا او را يارى نمايند هر چند مردم او را خرد شمرده در ديده كوچك آيد ( پس گمان نرود كه براى اداى حقّ از مردم بى قدر نبايد كمك خواست يا ايشان را