خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
664
نهج البلاغة ( فارسى )
1 با فراخ بودن اين خانه در دنيا چه كردى و حال آنكه تو به فراخى آن در آخرت نيازمندتر هستى ( زيرا در اين خانه بيش از چند روزى نمى مانى و در آن خانه هميشه خواهى بود ) آرى اگر بخواهى با فراخى اين خانه فراخى خانهء آخرت را هم دريابى ميهمان در آن پذيرايى نموده با خويشاوندان پيوسته باش ، و حقوق شرعيهّ ( خمس و زكات و صدقات و سائر حقوق واجبه و مستحبهّ ) را از آن آشكار كن كه در اين صورت بواسطهء فراخى اين خانه فراخى خانهء آخر ترا دريافتهاى . پس علاء به آن حضرت عرض كرد : يا امير المؤمنين از برادرم عاصم ابن زياد به تو شكايت ميكنم . آن بزرگوار فرمود : 2 براى چه گفت : ( همچون رهبانان ) گليمى پوشيده و از دنيا دورى گزيده . حضرت فرمود : او را نزد من بياوريد ، چون آمد فرمود : 3 اى دشمنك خود ( شيطان ) پليد ناپاك خواسته ترا سرگردان كند ( كه به اين راهت وا داشته و آن را در نظرت آراسته است ) آيا بزن و فرزندت رحم نكردى ( كه تنهائى و درويشى پيشه گرفتى ) آيا باورت اين است كه خداوند براى تو پاكيزهها را حلال كرده و كراهت دارد و نمى خواهد كه تو از آنها بهرهمند گردى ( در صورتى كه در قرآن كريم س 7 ى 32 مى فرمايد : قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لعِبِادهِِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ يعنى بگو : كى حرام كرده است آرايش و روزيهاى پاكيزهاى را كه خداوند براى بندگانش مقرّر فرموده ) تو پست ترى از اينكه خداوند نعمتى را به تو حلال كند و نخواهد كه از آن بهره برى ( زيرا اين مرتبهء انبياء و اوصياء آنها است ) . عاصم گفت : يا امير المؤمنين كار من مانند كار تو است كه در لباس زبر و خشن و خوراك سخت و بى مزه هستى حضرت فرمود : 4 واى بر تو ، من مانند تو نيستم ، زيرا خداى تعالى به پيشوايان حقّ واجب گردانيده كه خود را با مردمان تنگدست برابر نهند تا اينكه فقير و تنگدست را پريشانيش فشار نياورده نگران نسازد .