خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
24
نهج البلاغة ( فارسى )
( 5 ) اساس دين ( چيزى كه بسبب آن خداوند متعال پرستش مىشود ) شناختن او است ( دانسته شود كه اوست آفرينندهء موجودات ) و شناختن كامل تصديق و گرويدن به او است و تصديق تمام توحيد و يگانه دانستن او است و كمال توحيد خالص نمودن عملست براى او ( زيرا توحيد تكميل نمى گردد مگر به اخلاص يعنى خدا شناس هر چه گويد و هر چه كند بايد خاصّ براى او باشد و به هيچ غرضى از اغراض دنيويهّ نيالايد ) و كمال اخلاص آنست كه صفات زائدهء بر ذات براى او تصوّر نكند ( گفته نشود علم حقّ تعالى مثلا صفت زائدهء خارجى است كه بر ذات او عارض شده كه اين عقيده منافى با توحيد و يكتا دانستن او است ) زيرا هر صفتى گواهى مىدهد كه آن غير از موصوف است و هر موصوفى گواهى مىدهد كه آن غير از صفت است ( بنا بر اين ) ( 6 ) كسى كه وصف كند خداوند را ( او را موصوف كرده به صفت زائدهء بر ذات ) قرينى براى او دانسته و او را ( با موجود ديگر در واجب الوجود بودن ) همسر قرار داده ، و كسى كه براى او همسرى قرار داد پس او را دو تا دانسته ، و كسى كه دو تا دانستش پس او را تجزئه و تقسيم كرده ( و هر چيزى كه قابل تجزئه و تقسيم باشد مركّب است و هر مركّبى داراى اجزاء ) و هر كه او را تقسيم كند به او نادان است ، و كسى كه بوى نادان شود پس به سويش اشاره مى نمايد ، و كسى كه به سويش اشاره كند او را محدود و معيّن مىكند ( حدّ و نهايت براى او قرار مىدهد ) و كسى كه محدودش دانست ، پس او را شمرده ( در خارج او را واحد عددى گردانيده ) ( 7 ) و كسى كه بگويد در چيست او را در ضمن چيزى قرار داده ( مقرّ و محلّى برايش انتخاب كرده ) و كسى كه بگويد بر چيست بعضى از امكنه را از او تهى دانسته ( اگر بگويد در كجا نيست و بر كجا هست او را جسم و مركّب قرار داده ، و لازمهء آن حدوث و نو پيدا شدن او است ) .