خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : عز الدين الآملي 904 ه - )
14
نهج البلاغة ( فارسى )
و خالى باشد از كراهيت در سمع يعنى از سماع آن كلمه نفس را نفرت و كراهت نباشد چون لفظ « جرشى » . و فصاحت در كلام آنست كه آن كلام خالى باشد از ضعف تاليف يعنى تركيب آن كلام مخالف قاعدهء عربيت نباشد چنان كه گفت : « جزى ربه عنى عدى بن حاتم » . و خالى باشد از تنافر كلمات يعنى مجموع كلمات كه آن كلام از آن مركب شده باشد من حيث المجموع ثقيل نباشد بر زبان اگر چه هر يك حقيقت باشد چنان كه شاعر گويد : « كريم متى امده امده و الورى » . و خالى باشد از تعقيد يعنى دلالت آن كلام بر مراد مخفى و غير واضح نباشد چنان كه گفت شعر ساطلب بعد الدار عنكم لتقربوا * و تسكب عيناى الدموع لتجمدا ريختن اشكها از چشم كنايتست از حزن و غم و جمود چشم يعنى خشكى و كنايتست از سرور و فرح و فهم اين مرام كلام در غايت خفاست . و نيز شرط است در فصاحت با اين مذكورات فصاحت هر يك از كلمات كه آن كلام مركب باشد از آن و فصاحت متكلم آنست كه متكلم را كيفيتى باشد در نفس كه آن مقدور باشد بر تعبير از مقصود خود بلفظ فصيح فصل بلاغت در لغت عبارتست از وصول و انتها و در اصطلاح علما صفت كلام مى باشد « و صفت متكلم نيز مى باشد » . اما بلاغت كلام آنست كه آن كلام
--> ( 1 ) آستانه : تفوق ( 2 ) آستانه : باشد ( 3 ) در شعر ابى الطيب آمده . رك تعليقات ( 4 ) سپه : گفت شعر ( 5 ) آستانه : الودى - سپه ( و ) ندارد - رك تعليقات ( 6 ) آستانه ( شعر ) را ندارد ( 7 ) آستانه : دار - لتفرقوا ( 8 ) سپه : و لتسكبوا ( 9 ) سپه : چشم من ( ولى بعد كلمهء من را خط زدهاند ) ( 10 ) سپه : خشكى او ( 11 ) سپه : غم و اندوه ( 12 ) سپه : كه به آن متعذر باشند ( 13 ) آستانه عبارت داخل گيومه را ندارد .