خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : عز الدين الآملي 904 ه - )
مقدمه 22
نهج البلاغة ( فارسى )
نايب التوليه اموال و كتابهاى آستانه را عرض مى ديدهاند ( براى عرض رك . مقالهء نويسنده اين سطور در نامه آستانه قدس شماره 5 ص 50 ) . يادداشتها از 1105 هجرى شروع و به 1312 با مهر مؤيد الدوله ختم مىشود . در رسم الخط اين نسخه روش خاصى ديده نمى شود آنچه قابل ذكر است اينست كه كاتب به رسم قديم گ را ك نوشته و زير س سه نقطه گذاشت است . مى استمرار اغلب جدا و گاهى هم متصل نوشته شده است . كلمات مركب يا تركيبات مزجى سر هم است و باى تاكيد يا اضافه همه جا متصل نوشته شده است . نسخهء مدرسه سپهسالار در 694 صفحه به قطع وزيرى بزرگ به خط نستعليق نوشته شده است و مثل نسخهء آستانه عبارتهاى عربى و فصلها را در آن با شنجرف مشخص كردهاند . در آخر آن عبارتى است كه به ظاهر مى رساند در ظهر روز دو شنبه 29 ذى قعده 944 به دست مترجم ، كتاب عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى تمام شده است و آقاى ابن يوسف همين عبارت « على يد مترجمة العبد الفقير . . . » را دليل گرفته است كه اين نسخه به خط مؤلف است ولى چنان كه گذشت كتاب گاهى عين عبارت مؤلد را در آخر نسخه نقل مى كردهاند به خصوص كه قراينى تاييد مىكند نبايد به خط مؤلف باشد . يكى اين كه غلط زياد دارد ، به ويژه در آيات قرآن و عبارتهاى عربى و گاهى افتادگى در عبارتهاى فارسى . اگر چه انسان جايز الخطاست ولى بعيد به نظر مى رسد شخصى مثل شيخ عز الدين آملى كه بدون ترديد از علماى زمان خود بوده است آيه قرآن را غلط بنويسد يا مرتكب خطاهايى از اين قبيل بشود . ديگر اين كه در نسخهء آستانه تصريح شده كه در سال 972 از روى نسخهاى به خط مؤلف استنساخ شده است و اگر نسخهء مدرسه - سپهسالار هم به خط مؤلف باشد چون در 954 كتابت شده 18 سال قبل از آن نوشته شده - است و لازم مى آيد نسخهء آستانه تمام مطالبى كه در نسخهء سپهسالار هست داشته باشد در صورتى كه در ديباچه نسخهء سپهسالار مى بينيم كه كتاب به اسم شاه طهماسب تاليف شده و اسمى از آقا حسن وكيل مازندران نيست و فقط در آخر نسخه اسم او ذكر شده است ولى نسخه آستانه اصلا به اسم آقا حسن تاليف شده است و شعرى هم در مدح او دارد . بايد اين طور فرض كنيم كه مؤلف اول كتاب را به نام شاه طهماسب تاليف كرده و بعد به اسم آقا حسن كرده است اين فرض اگر چه محال نيست ولى بعيد به نظر مى رسد كه عالمى كتابى به تشويق شاهى عالم پرور بنويسد و بعد آن را به اسم وزيرى بكند .