خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : عز الدين الآملي 904 ه - )

مقدمه 15

نهج البلاغة ( فارسى )

خوبى از نهج البلاغه در كتابخانه آستان قدس محفوظ است كه بعضى از آنها قديمى و نفيس و ارزنده است : نسخه شماره 1862 ( 295 خصوصى ) مورخ 675 و شماره 1858 ( 291 خصوصى ) مورخ 701 و شماره 1860 ( 293 خصوصى ) مورخ 729 وقفى علاء الدين و شماره 2182 مورخ 785 وقفى مرحوم نائينى و نسخه شماره 1859 ( 292 خصوصى ) كه ترجمه فارسى روانى دارد وقفى شاه طهماسب صفوى است و نسخه مورخ 701 را كه به خط ياقوت مستعصمى خوشنويس معروف است از آن جمه مى توان ذكر كرد . نسخه‌اى هم كه در 544 يا از روى آن نسخه تحرير شده ظاهرا در كتابخانه مدرسه نواب مشهد هست ( مقاله آقاى شانه‌چى در شماره 25 نامه آستان قدس ) كه قابل توجه است نهج البلاغه از همان قديم مورد استفاده و توجه واقع شد . اين كتاب عالى و پر مغز كه به قول آقا بزرگ طهرانى « بعد از انقطاع وحى الهى مانند آن نيامده » ( ذريعه ج 2 ص 144 ) راهنماى علم و عمل و صدف مرواريد حكمت است ( ايضا ) . به عبارت ديگر قرآن مجيد وحى الهى بود كه بر قلب پيغمبر نازل مى شد و نهج البلاغه انشاى در علم پيغمبر ( ذريعه ج 4 ص 111 ) . چنين كتاب مهم و كم نظير مثل هر كتاب مهم ديگر محتاج به شرح و تفسير و ترجمه بوده است به همين جهت نهج البلاغه شرح و ترجمه‌هايى دارد كه بعضى از آنها بسيار قديمى و از لحاظ زبان و ادب در خور توجه بسيار است . گويا نخستين بار مرتضى علم الهدى متولد 353 يا 355 و متوفى 436 ( شرح آملى - ريحانة الادب ) برادر سيد رضى بر خطبهء شقشقيه شرح يا تفسيرى نوشت و خود رضى نيز بر آن تعليقاتى افزود ( ذريعه ج 14 ص 147 - كشف الظنون ج 2 ص 1991 ) ولى نوشته‌اند همو شرح كامل نهج البلاغه را به نام اعلام نهج البلاغه براى على بن ناصر نوشت . پس از آن امام احمد بن - محمد و برى شرح مشكلات نهج البلاغه را نوشت كه بعضى از قسمتهاى آن را بيهقى و كيدرى و ابن العتايقى در كتابهاى خود نقل كرده‌اند ( مقاله آقاى دانش پژوه در شماره 25 نامه آستان قدس ) . شرح بيهقى به اسم معارج نهج البلاغه از على بن زيد بيهقى متولد 499 و متوفى 565 ( ذريعه ج 12 ص 115 و 137 ) است و نسخه‌اى از آن به شماره 716 اخبار خطى در كتابخانه آستان قدس به نام شرح نهج البلاغه مضبوط است چون در آخر اين نسخه عبارت : « فرغت من كتابة هذا الشرح و اتمامه و اخراج انواره من اكمامه في الثالث -