خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

430

نهج البلاغة ( فارسى )

از معاصى و بى گناهان سزاوار نيست از ديگرى غيبت كنند ) چگونه است حال غيبت كننده‌اى كه از برادر ( هم كيش ) خود غيبت كرده او را به گناهى كه مرتكب شده سرزنش نمايد ( در صورتى كه چنين شخصى گناه كارى خود به غيبت سزاوارتر است ) ( 2 ) آيا به ياد نمى آورد جايى را كه گناهانش را خداوند پوشانيده و آن بزرگتر از گناهى است كه برادر خود را به آن غيبت كرده ( غيبت كننده معاملهء خداوند را با خودش كه گناهانش را پوشانيده و مفتضح و رسوايش ننموده فراموش كرده كه برادر خود را در گناهى كه كرده رسوا مى نمايد ) ( 3 ) و چگونه او را به گناهى سرزنش مى نمايد كه خود مانند آن را مرتكب بوده ، پس اگر عين آن گناه را هم مرتكب نگشته طرز ديگرى نافرمانى خدا نموده ( گناه ديگرى مرتكب شده است ) كه بزرگتر از گناه برادرش مى باشد ، ( 4 ) و سوگند به خدا اگر گناه بزرگى مرتكب نشده باشد و با گناه كوچكى نافرمانى نموده باشد هر آينه جرأت و دليرى او بر عيب جوئى و بد گوئى مردم ( از گناه بزرگى كه مرتكب نشده ) بزرگتر است . ( پس از اين امام عليه السّلام بر سبيل پند و اندرز مى فرمايد : ) ( 5 ) اى بندهء خدا در عيب جوئى و بد گوئى از هيچكس بر اثر گناه او عجله و شتاب مكن كه شايد او ( از گناهى كه كرده توبه و بازگشت نموده و ) آمرزيده شده باشد ، و بر نفس خود از گناه كوچك ايمن و آسوده مباش ( و به چشم حقارت و كوچكى در آن ننگر ) كه شايد بر اثر آن معذّب و گرفتار باشى ، ( 6 ) و هر كه از شما عيب و بدى غير خود را ميداند بايد ( از عيب جوئى و طعن زدن بر او ) خوددارى نمايد به جهت آنكه بعيب خود آشنا و دانا است ، و بايد شكر از اجتناب گناهى كه ديگرى به آن مبتلى است او را مشغول سازد ( و سپاسگزارى از اين نعمت به او مجال ندهد كه عيب ديگرى گويد ) .