خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

457

نهج البلاغة ( فارسى )

حفظ نفس عقلا و شرعا واجب است و جائز نيست كسى دانسته خود را بخطر اندازد ، و امير المؤمنين با اينكه مى دانست ابن ملجم او را با شمشير شهيد خواهد نمود چرا آن شب به مسجد تشريف برد اينست كه خداوند او را مخيّر فرمود بين بقاء و لقاء يعنى ماندن در دنيا و رفتن در جوار الهىّ ، پس آن حضرت لقاء را اختيار نمود ، چنان كه اين معنى مضمون بعض رواياتست ، بنا بر اين حفظ نفس در همه جا واجب نيست و نبايد در چنين موردى از عقل پيروى نمود در صورتى كه عقل هم در اينجا چنين حكومت نمى كند ، زيرا گريز از اجل حتمى و مقدّر ممكن نيست ) ( 7 ) و من همسايهء شما بودم و روزهايى بدنم همنشين شما بود و به زودى مى بينيد تنم را بى جان كه پس از حركت و جنبش آرام و پس از گفتار خاموش گرديده تا سكونت من و چشم پيش افكندنم و آرامى اعضايم براى شما پند باشد ، زيرا اين حال براى عبرت گيرنده‌ها از هر گفتار بليغ و سخن پذيرفته شده‌اى پند دهنده‌تر است ، ( 8 ) وداع و جدائى من از شما مانند وداع و جدائى مردى است كه ياران او براى ملاقات و ديدنش آماده‌اند ( روز رستخيز در پيشگاه عدل الهىّ شما را ملاقات خواهم نمود ) فردا به ياد روزهاى من مى افتيد ( بعد از رفتن من از دنيا و بر سر كار آمدن بنى اميهّ و ديگران قدر مرا خواهيد دانست ) و انديشه‌هاى من براى شما آشكار مى گردد ( معلوم مىشود كه در اين جنگها منظورى جز بدست آوردن رضاء و خوشنودى خداوند متعال نداشتم ) و پس از تهى شدن جاى من و بر پا ايستادن ديگرى در آن مرا خواهيد شناخت ( چون از دنيا رفتم و ديگرى مقام مرا غصب نمود و به همه ظلم و ستم روا داشت ، قدر و منزلت و عدل و داد گسترى و مهربانى من هويدا مى گردد ) .