خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
453
نهج البلاغة ( فارسى )
براى پيشنمازى با هم اختلاف نموده دشمنى ظاهر ساختند ، تا اينكه عائشه ميان آنها آشتى داد به اين ترتيب كه يك روز محمّد ابن طلحه پيشنماز باشد و يك روز عبد اللّه ابن زبير ، و ديگر هر يك از آنها از عائشه درخواست نمود كه مردم بر او سلام كرده و او را به امارت بشناسند ، پس عائشه فرمان داد تا مردم بهر دو سلام كرده و ايشان را با هم به امارت بپذيرند ، خلاصه از اين گونه اختلافها بن آنها بسيار بود ، و از اينرو امام عليه السّلام مى فرمايد : ) ( 3 ) سوگند به خدا اگر به آنچه كه مى خواهند دست يابند ( به رياست و حكومت برسند ) هر آينه هر يك جان ديگرى را بگيرد ، و هر كدام رفيقش را تباه و نابود سازد ( اكنون كه ) ( 4 ) گروه ستمگر ( براى فتنه و آشوب ) قيام كردهاند ( ما نيز براى دفاع و جلو گيرى آمادهايم ) پس كجايند كسانى كه ( نهى منكر نموده از خداوند ) اجر و ثواب مى طلبند ( تا بما كمك و يارى نمايند ) كه بتحقيق سنّتها ( راههاى هدايت و رستگارى ) براى آنها آشكار است ( همه مى دانند ) و اين خبر پيش از اين براى آنان بيان شده است ( پيغمبر اكرم خبر داده كه ناكثين كه پيمان شكستند يعنى اصحاب جمل ، طلحه و زبير و پيروانشان ، و قاسطين كه ظلم و ستم روا داشتند يعنى معاويه و لشگر شام ، و مارقين كه از دين بيرون رفتند يعنى خوارج نهروان ، با من جنگ كرده در راه ضلالت و گمراهى سير خواهند نمود ) و ( از اين جهت نبايد به سخنان ايشان « كه كشتن عثمان را بهانهء نقض بيعت قرار دادهاند » گوش فرا داد ، زيرا ) براى هر گمراهى علّت و بهانهاى است و براى هر شكستن پيمانى شبههاى ( هر مدّعى باطل و نادرستى ناگزير آنست كه براى آن مردم را بشبهه اندازد و باطل را به صورت حقّ در آورده بهانه قرار دهد ، و ليكن ) ( 5 ) سوگند به خدا من مانند كسى نيستم كه آواز دست بر سر و رو و سينه زدن در ماتمها و خبر مرگ را از خبر دهنده بشنود و ( باور نكند تا ) بر سر گريه كننده حاضر شود ( من كسى نيستم كه بوقوع فتنه و آشوبى علم داشته و آثارش را مشاهده نموده در صدد جلوگيرى از آن بر نيايم تا آن را آشكار ببينم ، بلكه بمحض ديدن آثار فتنه و آشوب براى جلوگيرى از آن خود را آماده مى نمايم ، خلاصه چون منظور طلحه و زبير و پيروانشان از اين سخنان نادرست بر پا نمودن فتنه و آشوب است من نخواهم گذاشت آنها به مقصود خود برسند ) .