خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
449
نهج البلاغة ( فارسى )
هواى نفس با اغراض باطله تطبيق نمايند ) ( 6 ) و در شهرها چيزى زشت تر از كار شايسته و زيباتر از كار بد نمى باشد ، ( 7 ) پس حاملان قرآن ( كسانى كه با آن آشنا بوده و اطّلاع دارند ) به آن بى اعتناء هستند ( طبق دستورش رفتار نمى كنند ) و حافظانش ( كسانى كه آن را از حفظ تلاوت مى نمايند در موقع عمل ) از ياد مى برند ، ( 8 ) پس قرآن و اهل آن ( ائمهّء هدى عليهم السّلام و پيروانشان ) در آن روز دور انداخته شده و در ميان جمعيّت نيستند ( زيرا مردم آن روزگار بباطل رو آورده از حقّ دور ماندهاند ، و اين اعراضشان در حكم طرد و نيستى آنها است ) و اين هر دو با هم در يك راه يار هستند ( بدستور قرآن رفتار مى نمايند ) و كسى ( از اهل آن روزگار ) قرآن و اهلش را احترام نكرده نزد خود نگاه ندارد ( چون با هواى نفس سازگار نيستند ) پس قرآن و اهل آن در آن زمان ( گر چه به ظاهر ) در بين مردم بوده و با ايشان هستند ، و ( در حقيقت ) در ميانشان نبوده و با آنها نمى باشند ، زيرا ضلالت و گمراهى با هدايت و رستگارى موافقت ندارد و اگر چه در يك جا با هم گرد آيند ، ( 9 ) پس آن مردم ( گمراه ) دست بدست مى دهند بر جدائى ( از قرآن ) و پراكنده ميشوند از جماعت ( پيروان قرآن ) مانند آنست كه ايشان پيشوايان قرآن هستند ( زيرا طبق اغراض باطله و انديشههاى نادرست خود آن را تفسير و تأويل مى نمايند ) و قرآن پيشواى آنها نيست ( كه بايد از آن متابعت و پيروى كنند ) پس ( چون قرآن را پشت سر انداخته به مفاد آن عمل نمى كنند ) نزد ايشان باقى نمانده از آن مگر نام ، و نمى شناسند مگر خطّ و كتابت آن را ، ( 10 ) و پيش از اين كه اين زمان بيايد ( بر اثر ظلم و ستم بنى اميهّ و بنى عبّاس ) به نيكان انواع عذاب و سختى روا مى دارند ، و گفتار راست آنان را بر خدا بهتان و دروغ مى پندارند ، و پاداش كار شايسته را كيفر كار زشت مى دهند ( زيرا به پيروى از شهوات و خواهشهاى نفس كارهاى شايستهء نيكان را ناشايسته پنداشته آنان را بقتل رسانده و آزار مى دادند ) ( 11 ) و جز اين نيست كسانى كه پيش از شما بودند بسبب آرزوهاى دراز و نامعلومى مرگهاشان هلاك و معذّب گشتند ( به آرزوى بسيار وابسته و از مردن غافل بودند ) تا اينكه مرگ ايشان را دريافت ، چنان مرگى كه عذر خواهى از آن دور مى مانده و دسترسى به توبه و بازگشت ( از كردار زشت ) به آن نمى ماند ( مجال معذرت و توبه باقى نماند ) و مصيبت و سختى ( جان كندن و عذاب هميشگى ) با آن همراه مى باشد .