خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
445
نهج البلاغة ( فارسى )
يعنى خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و گرويدند و كارهاى شايسته كردند وعده داده است كه زمين كفّار و شهرهاشان را بتصرّف ايشان در آورد ، چنان كه پيش از آنان بنى اسرائيل را در زمين مصر و شام مسلّط گردانيد ، و وعده داده است كه دين پسنديده و برگزيدهء براى ايشان را استوار گرداند ، و پس از خوف و ترس از كفّار به آنان امنيّت و آسودگى عطاء فرمايد ) و خدا به وعدهء خود وفاء كرده لشگرش را يارى مى فرمايد . ( پس رأى خود را براى نرفتن عمر به كارزار از روى برهان چنين بيان فرمود : ) ( 2 ) و مكان زمامدار دين و حكمران مملكت مانند رشتهء مهره است كه آن را گرد آورده بهم پيوند مى نمايد ، پس اگر رشته بگسلد مهرهها از هم جدا شده پراكنده گردد ، و هرگز همهء آنها گرد نيامده است ( تو اگر از مدينه بيرون روى فساد و تباهكارى رخ داده جمع مسلمين پراكنده مىشود . پس از آن براى رفع نگرانى عمر از جهت كمى لشگر اسلام و بسيارى سپاه دشمن مى فرمايد : ) ( 3 ) اگر چه امروز عرب اندكست ، ليكن بسبب دين اسلام ( و غلبهء آن بر سائر اديان ) بسيار است ، و بجهة اجتماع و يگانگى ( كه نفاق و دوروئى در آنها راه ندارد ) غلبه دارند ، ( 4 ) پس تو مانند ميخ وسط آسيا ( ساكن و برقرار ) باش ، و آسيا ( ى جنگ ) را بوسيلهء عرب بگردان ( در تجهيز لشگر و آراستگى و انتظام امر ايشان بكوش ) و آنان را به آتش جنگ در آورده خود به كارزار مرو ، زيرا اگر تو از اين زمين ( مدينهء طيبّه پايتخت اسلام ) بيرون روى عرب از اطراف و نواحى آن ( فرصت بدست آورده ) عهد با ترا شكسته فساد و تباهكارى مى نمايند ( از زير بار اطاعت و پيروى تو گردن مى كشند ، و رشتهء نظم مملكت از هم گسيخته مىشود ) تا كار به جائى مى رسد كه حفظ و نگهبانى سر حدّها كه در پشت سر گذاشتهاى نزد تو از رفتن به كار زار مهمّتر مى گردد ( خلاصه چون بيرون روى بيم آن هست كه اعراب فتنه و آشوب بر پا نموده در نظم مملكت اخلال كنند بحدّى كه اهميّت تدبير در آن كار بر تو از تدبير جنگ با كفّار بيشتر گردد ، و ديگر آنكه اگر تو وارد كارزار شوى ، و ) ( 5 ) ايرانيها ترا به بينند مى گويند : اين پيشواى عرب است ( كه بجز او براى آنها پيشوايى نمى باشد ) كه اگر او را از بين ببريد ( بقتل رسانيد ) آسودگى خواهيد يافت ، و اين انديشه حرص ايشان را بر ( جنگ با ) تو و طمعشان را در ( نابود كردن ) تو سختتر و زيادتر مى گرداند ، ( 6 ) و ( چون از جملهء پرسشهاى عمر از آن حضرت اين بود كه گفت : ايرانيها تصميم گرفتهاند كه بمسلمين هجوم آورده با ايشان بجنگند ، و اين تصميم آنها دليل انبوهى سپاه و قوّت و توانائيشان مى باشد ، و من كراهت دارم از اينكه آنان پيش جنگ شوند ،