خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
623
نهج البلاغة ( فارسى )
بوسائل ديگرى در صدد فريب شما بر مى آيند تا بالأخره شما را با خود همراه سازند ) دلهاشان ( از رشك و دوروئى و دشمنى و بخل و شكّ ) بيمار است ( چنان كه در قرآن كريم س 2 ى 10 مى فرمايد : فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً ، وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ يعنى در دلهاى منافقين بيمارى است ، و خداوند هم به آن بيمارى مى افزايد ، و براى آنها بر اثر آنچه كه تكذيب مى نمايند عذابى است دردناك ) و ظاهرشان آراسته و پاك ( بطورى كه گمان كنند آنها دوست و خواهان حقيقت هستند ) در پنهانى راه مى روند ( انديشههاى خويش را به قسمى كه كسى به آنها پى نبرد به كار انداخته و فتنه و فساد ميكنند ) و در بين درختهاى انبوه جنگل مى جنبند ( مانند شكارچى كه براى بدست آوردن شكار آهسته مى جنبد ) وصفشان به درمان ماند و گفتارشان بهبودى آرد ، ولى كردارشان دردى است درمان ناپذير ( با سخنان پسنديده مردم را بدور خويش گرد آورده منظور نادرستشان را انجام مى دهند ، چنان كه در قرآن كريم س 2 ى 204 مى فرمايد : وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللّهَ عَلى ما فِي قلَبْهِِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ يعنى از مردم كسى است كه گفتار او در تدبير زندگى دنيا ترا به شگفت مى آورد و خدا را گواه مى آورد كه دل و زبان او يكى است در صورتى كه سختترين دشمنان است ) به خوشى ( مردم ) رشك مى برند ( به دوستى آسايششان را از دستشان مى گيرند ) و به افتادن در سختى و گرفتارى ( آنها ) كوشش دارند ( بين آنها سخن چينى مى نمايند تا جمعشان را بپراكنند و بيچارهشان سازند ) و اميد ( شان ) را نوميد ميكنند ( آنها را از كارهاى خدا پسند باز مى دارند ) ( 5 ) در هر راهى براى ايشان به خاك افتادهاى است ( براى تباه كردن راهها در نظر گرفتهاند ) و نزد هر دلى وسيلهاى دارند ( مى توانند با هر كسى بميل و خواست او سخن گويند ) و در هر غمّ و اندوهى اشكها ريزند ( تا بوسيلهء آن مقصود خود را انجام دهند ) ستودن يكديگر را بهم وام داده و پاداش آن را انتظار مى برند ( يكى از خود را مى ستايند تا او هم تلافى كند ) چون سؤآل و درخواستى دارند در آن اصرار كنند ( تا شخص را وادار بقبول درخواستشان نمايند ) و هنگام ملامت ( كه بخواهند كسى را