خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
614
نهج البلاغة ( فارسى )
اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ يعنى خدا با پرهيزكاران و نيكو كرداران است ( بر تو لازم است كه تقوى و ترس از خدا را شعار خويش گردانى و كار نيكو بجا آورى ، و بيشتر از اين بر تو لازم نيست ) همّام به اين پاسخ اكتفا نكرد ( در خواهش خود اصرار نمود ) تا آنكه حضرت را سوگند داد ، پس آن بزرگوار شكر و سپاس الهىّ بجا آورد و بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله درود فرستاد آنگاه فرمود : ( 2 ) خداوند سبحان هنگام آفرينش خلق از طاعت و بندگيشان بى نياز و از معصيت و نافرمانى آنها ايمن بود ، زيرا معصيت گناهكاران او را زيان ندارد ، و طاعت فرمانبرداران سودى به او نمى رساند ( بلكه غرض از امر بطاعت و نهى از معصيت سود بردن بندگان است ) پس روزى و وسائل آسايششان را بين آنها قسمت فرمود ، و هر كس را در دنيا ( با حكمت و مصلحت ) در مرتبهاى ( كه سزاوار او دانست از قبيل فقر و غناء و خوشى و بدى و مانند آنها ) قرار داد ، ( 3 ) و پرهيزكاران در دنيا داراى فضيلتها هستند ( از ديگران برترند ، زيرا ) گفتارشان از روى راستى است ( بر وفق رضاء و خوشنودى خدا و رسول سخن گويند ) و پوشاكشان ميانه روى ( افراط و تفريط در زندگانيشان نيست ) و رفتارشان ( بين مردم ) به فروتنى است ( زيرا خداوند در قرآن كريم س 17 ى 37 مى فرمايد : وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا يعنى از روى تكبّر بر زمين راه مرو كه تو هرگز نمى توانى « به پاهايت » زمين را بشكافى ، و هرگز از جهت درازى « هر چند گردن كشى » به كوهها نمى رسى ) ( 4 ) از آنچه كه خداوند بر ايشان روا نداشته چشم پوشيدهاند ( حرامى مرتكب نمى شوند ) و به علمى كه آنان را سود رساند گوش فرا داشتهاند ( از سخنان بيهوده كه موجب خشم خدا و رسول است دورى مى نمايند ، چنان كه در قرآن كريم س 25 ى 72 مى فرمايد : وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ ، وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً يعنى بندگان برگزيدهء حقّ كسانى هستند كه در مجالس لهو و لعب و جاهايى كه سخنان باطل نادرست گفته و يا كارهاى زشت بجا مى آورند حاضر نمى شوند ، و هرگاه به بيهوده و ناپسندى برسند از آن دورى گزيده بگذرند و درنگ ننمايند ) در سختى و گرفتارى چنانند كه ديگران در آسايش و خوشى ( به قضاى الهىّ تن داده به آنچه كه خدا خواسته راضى و خوشنودند و آسايش و گرفتارى براى آنها يكسان است ) و اگر نبود اجل و مدّتى كه خدا ( در دنيا )