خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
599
نهج البلاغة ( فارسى )
گواهى او را بجاى گواهى دو مرد قبول فرمود هنگاميكه آن حضرت اسبى از اعرابىّ خريدارى نموده بود و اعرابىّ انكار مى نموده ، حضرت فرمود : اى خزيمه آيا گواهى مى دهى ، گفت نه يا رسول اللّه ، و ليكن دانستم كه اسب را خريدارى نمودهاى ، آيا ترا به آنچه از جانب خدا آوردهاى تصديق مى نمايم و بر اين معاملهء با اعرابىّ تصديق نمى كنم ، پس آن بزرگوار فرمود : گواهى تو چون گواهى دو مرد مى باشد ) و كجايند همانندان ايشان ( ابن بديل و هاشم ابن عتبه و غير آنها ) از برادران ( همكيشان ) آنان كه ( همگى در جنگ صفّين كشته شدند ، و ) با هم بر مرگ ( كشته شدن در راه حقّ ) پيمان بستند ، و سرهاشان ( بعد از كشته شدن ) بسوى معصيت كاران ( معاويه و پيروانش ) فرستاده شد . نوف گفت : پس از اين كلام امام عليه السّلام با دست خود بريش مبارك زده گريهء بسيار كرد و فرمود : ( 28 ) درد او دريغا بر برادران ( همكيشان ) من كه قرآن را قرائت نموده آن را استوار دانستند ( محترم شمردند ) و در آنچه واجب بود انديشه نموده آن را بر پا داشتند ( طبق آن عمل كردند ) و سنّت را زنده كرده بدعت را از بين بردند ، بجهاد كه خوانده شدند ( آن را ) پذيرفتند ، و به پيشوا اعتماد داشته از او پيروى نمودند . پس از آن به آواز بلند فرياد نمود : ( 29 ) اى بندگان خدا جهاد جهاد ، آگاه باشيد من در همين روز لشگر مى آرايم هر كه ارادهء رفتن بسوى خدا دارد بايد برود . نوف گفت : پس از آن حسين عليه السّلام را بر ده هزار لشگر و قيس ابن سعد را بر ده هزار و ابو ايّوب انصارىّ را بر ده هزار و غير ايشان را بر شمارههاى ديگر امير قرار داد ، و ارادهء بازگشت بصفّين داشت ( كه با اهل شام بجنگند ) پس هنوز آدينه نيامده بود كه ملعون ابن ملجم ، خدا او را لعنت كند ، بر آن بزرگوار ضربت وارد آورد ، پس لشگرها برگشتند و ما چون گوسفندانى بوديم كه شبان خود را گم كرده باشند و از هر طرف گرگان آنها را بربايند ( گفتهاند : اين خطبه آخرين خطبهاى است كه امير المؤمنين عليه السّلام ايستاده بيان فرموده ) .