خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

591

نهج البلاغة ( فارسى )

( زيرا او آفرينندهء وقت و زمان است ) و زيادى و كمى پى در پى او را فرا نگرفته است ( زيرا لازمهء زيادى و كمى تغيير و تغيير مستلزم حدوث و حدوث از لوازم امكان است ، خلاصه هيچ صفتى از صفات اجسام و اعراض را دارا نيست تا او را مانند مخلوقات وصف نماييم ) بلكه بسبب آنچه كه بما نموده از نشانه‌هاى نظم آراسته و حكم استوار ( در آفرينش آسمان و زمين و موجودات ديگر وجود و هستى او ) به خردها آشكار شده . ( 6 ) پس از جملهء دليلها و گواهان بر آفرينش او خلقت آسمانها است كه بدون ستون ثابت و برقرار و بى تكيه گاهى بر پا شده است ، خداوند آنها را خواند ( خواست ايجاد كند ) پس از روى اطاعت و فرمانبرى بدون توقّف و درنگ ( دعوتش را ) پذيرفتند ( موجود گشتند ) ( 7 ) و اگر نبود اقرار ( زبان حال ) ايشان بر ( ثبوت ) ربوبيّت و اعتراف آنها به اطاعت و بندگى ، آنها را موضع عرش خود و محلّ ( مقرّبين از ) فرشتگان و جاى بالا بردن گفتار نيكو و كردار شايستهء بندگانش قرار نمى داد ، ( 8 ) ستاره‌هاى آنها را نشانه‌ها قرار داد تا شخص حيران و سرگردان در آمد و شد راههاى گشادهء اطراف زمين به آنها راه جويد ، روشنى نور آنها را تاريكى زياد پردهء شب تار نپوشانده ، و پرده‌هاى سياه شبهاى تاريك توانائى بر طرف نمودن درخشيدن نور ماه را كه در آسمانها آشكار است ندارد ، ( 9 ) پس منزهّ و آراسته است خداوندى كه بر او پوشيده نيست سياهى شب تار و نه آرام گرفته‌هاى شب در گوشه‌هاى زمينهاى گود و در قلهّء كوههاى تيره رنگ نزديك بهم ، ( 10 ) و بر او پوشيده نمى باشد آوازى كه در افق و گوشهء آسمان از رعد مى آيد ، و برقهاى ابر كه پراكنده و نابود مى گردد ( از انظار پوشيده مى ماند ) و برگى كه ( بر زمين ) مى افتد و آن را بادهاى جهنده كه بسقوط ستارگان نسبت مى دادند و باريدن باران از جاى خود دور مى گردانند ( چون باديه نشينان اعراب جاهليّت از روى عقيدهء نادرست آثار سماوىّ مانند باد و باران و سرما و گرما را بسقوط ستارگان نسبت مى دادند و آنها را مؤثّر مى دانستند ، لذا امام عليه السّلام به عقيدهء آنها اشاره فرموده ) ( 11 ) و ميداند هر قطرهء باران كجا افتاده و كجا قرار مى گيرد ، و مورچهء ريز از كجا مى كشد و به كجا مى برد ، و روزى پشهّ را چه چيز كفايت مىكند ، و ماده در شكمش ( هنگام آبستنى ) چه بار دارد ( نر يا ماده ) .