خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
574
نهج البلاغة ( فارسى )
قسمت سوم خطبه ( 19 ) بندگان خدا بدانيد مؤمن در اين سال حلال ميداند آنچه را كه در سال گذشته حلال مى دانسته ، و حرام ميداند آنچه را در سال پيش حرام مى شمرده ( حليّت و حرمت چيزى چون از روى كتاب و سنّت نزد صاحب ايمان ثابت شد هميشه طبق آن حكم مىكند ، بخلاف غير مؤمن كه بر اثر فساد عقيده به رأى و اجتهاد نادرست خود حلال و حرامى را كه در كتاب و سنّت ثابت شده تغيير مىدهد ) و بدعتهائى را كه مردم احداث كردهاند ( احكامى كه خلفاء بنا گذاردند مانند بينّه و گواه خواستن ابو بكر از حضرت فاطمه - عليها السّلام در باب فدك با اينكه بينّه با مدّعى است ، و جزيه گرفتن عمر زيادتر از آنچه پيغمبر مقرّر فرموده بود ، و مقدّم داشتن عثمان خواندن خطبه را بر نماز در عيد فطر و اضحى با اينكه بايد بعد از نماز خوانده شود ، خلاصه اين نوع بدعتها ) آنچه را بشما حرام شده است حلال نمى گرداند ، بلكه حلال آنست كه خدا حلال كرده و حرام آنست كه خدا حرام فرموده ، ( 20 ) و كارها را بر اثر تجربه و آزمايش محكم و استوار نمودهايد ( انديشه به كار برديد تا نيك از بد و حقّ از باطل بشما آشكار گرديد ) و به پيشينيان پند داده شديد ( خداوند سبحان در قرآن كريم فرموده كه نيكوكاران سعادتمند و بدكاران به عذاب گرفتار شدند ) و براى شما مثلها زده شده ( در قرآن كريم براى امتياز حقّ از باطل مثلها بيان گرديده ) و بسوى امر روشن ( دين اسلام كه درستى آن بر همه آشكار است ) دعوت شديد ، پس كر نمى ماند از آن ( گوش نمى بندد ) مگر كسى كه ( گوش دل او ) كر باشد ، و كور نمى ماند از آن ( چشم بر هم نمى نهد ) مگر كسى كه ( چشم دلش ) كور باشد ( 21 ) و كسى را كه خدا بسبب گرفتارى و آزمايش در امور نفع نرسانيده به موعظه و پند سود نبرده است ( زيرا تأثير بلاء و آزمايش در امور محسوسه از تأثير پند و اندرز بيشتر است ) و او را از جلو رويش ( پياپى ) نقصان و زيان برسد تا اينكه ( بر اثر فزونى نادانى و گمراهيش ) منكر و زشت را معروف و معروف و پسنديده را منكر شناسد ، ( 22 ) و مردم دو دستهاند ( اوّل : ) كسى كه پيرو شريعت است ( گفتار و كردارش طبق كتاب و سنّت مى باشد ) و ( دوّم : ) آنكه احداث كنندهء بدعت مى باشد كه ( پيرو نفس اماّره و شيطان است ، و ) نيست با او از خداوند دليل آشكار نه از سنّت ( پيغمبر اكرم ) و نه از قرآن كريم ، و خداوند سبحان هيچكس ( از پيروان پيغمبران پيشين ) را پند نداد به ( پندى ) مانند اين قرآن ( زيرا منظور از پند و اندرزها سوق مردم است به طرف حقّ و ارشاد به راه سعادت و نيكبختى و قرآن براى رسيدن به اين مقصود جامع است و اين خود بزرگترين لطف حقّ تعالى است نسبت بمسلمين ) كه ريسمان محكم و استوار خدا است