خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

572

نهج البلاغة ( فارسى )

پروردگار ما خدا است ( به ربوبيّت و وحدانيّت او اقرار كردند ) پس ( بر آن ) ايستادگى نمودند ( اوامر او را انجام داده نواهيش را مرتكب نگشتند ، هنگام مرگ ) فرشتگان بر ايشان نازل شوند ( و بگويند ) كه ( از سختيها ) نترسيد ، و ( به آنچه از دست داديد ) اندوهگين نباشيد ، و مژده باد شما را بهشت كه ( در دنيا به آن ) وعده داده شده بوديد » ( 15 ) و شما كه گفتيد : پروردگار ما خدا است ، پس ( طبق اقرار خود ) به عمل بكتاب و راه روشن دستور و فرمان و طريق شايستهء عبادت و بندگيش ايستادگى كنيد ، و از آن راه خارج نشويد ، و بدعتى در آن نگذاريد ، و با آن مخالفت نكنيد ، زيرا كسانى كه از آن راه قدم بيرون نهادند روز قيامت به رحمت خدا راه ندارند ، ( 16 ) پس بر حذر باشيد از تغيير و تبديل خلق و خوها ( بپرهيزيد از نفاق و دوروئى : راستگويى ، دروغگويى ، سخن چينى و مصلح شدن ) و زبان را يكى قرار دهيد ( يك جور سخن گوييد ) و مرد بايد زبان خود را نگاه دارد ( بى جا لب به گفتار نگشايد ) زيرا زبان به صاحب خود سركش است ( اگر عنانش را رها كند او را در مهلكه انداخته تباه گرداند ) سوگند به خدا نمى بينم بندهء پرهيزگارى را پرهيزكاريش به او سود بخشد تا اينكه زبانش را ( از دروغ و تهمت و غيبت و دشنام و سخن چينى و مانند آنها ) نگاه‌دار و ( و گر نه پرهيزش سودى ندارد ، زيرا پرهيزكار سودمند نگردد مگر بر اثر اجتناب و دورى از جميع معاصى ) ( 17 ) و بتحقيق زبان مؤمن پشت دل او است ( سخنش از روى دل و اعتقاد مى باشد ) و دل منافق پشت زبان او است ( به آنچه مى گويد اعتقاد ندارد ) زيرا مؤمن چون بخواهد سخنى گويد در آن تأمّل و انديشه كند ، اگر نيكو و صلاح بود بيان كند ، و اگر بد و ناروا بود مى پوشاند ( از گفتن خوددارى مى نمايد ) و منافق آنچه به زبانش برسد مى گويد و نمى داند كدام سخن براى او سود دارد و كدام زيان ( 18 ) و رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود : « ايمان بنده مستقيم و استوار نيست تا اينكه دل او استوار باشد ، و دل او استوار نيست تا اينكه زبانش استوار باشد » ( زيرا زبان ترجمان دل است ، و استقامت دل بستهء به زبان است ) پس كسى كه از شما توانا باشد كه خداوند سبحان را ملاقات كند ( مشمول رحمت او گردد ) در حالى كه از خون مسلمانان و دارائى آنها دستش پاك ، و از هتك آبرو و شئون آنان زبانش سالم باشد ، بايد چنين كند ( از شرائط اسلام و لوازم ايمان است كه بايستى مسلمان از زبان و دست مسلمان آسايش داشته باشد ) .