خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
563
نهج البلاغة ( فارسى )
173 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در بارهء طلحة ابن عبيد الله ( هنگاميكه خبر رسيد طلحه و زبير به طرف بصره حركت كرده آن بزرگوار را بجنگ تهديد مى نمايند ) : ( تا كنون ) ( 1 ) تهديد بجنگ نمى شدم و كسى مرا از ضرب شمشير نمى ترسانيد ، و من به آنچه پروردگارم به يارى نمودن ( و غلبهء بر دشمن ) وعده داده است اطمينان دارم ( پس تهديد و ترساندن از جنگ براى كسى است كه از مرگ و كشته شدن مى ترسد ، و يقين بدين ندارد ، و امّا چرا طلحه به طرف بصره رفته ) ( 2 ) سوگند به خدا نشتافته كه خود را آمادهء خونخواهى عثمان نمايد ، بلكه مى ترسد از او خونخواهى كنند ، زيرا گمان مى برند كه او يكى از كشندگان است ، و در ميان كشندگان عثمان حريصتر از او كسى نبوده ، پس خواسته بر اثر گرد آورى لشگر بعنوان خونخواهى او مردم را بغلط اندازد تا امر مشتبه شده و شكّ و ترديد پيدا شود ، ( 3 ) و سوگند به خدا در بارهء عثمان يكى از سه كار را ( كه انجام آن بر او لازم و حقّ از آن بيرون نبود ) بجا نياورد : اگر پسر عفّان ستمگر بود ، چنان كه گمان ميكرد ، سزاوار بود كه كشندگان او را يارى و از همراهانش دورى كرده با آنان دشمنى كند ( ولى او اين كار را نكرده ، زيرا با اينكه او را ستمگر مى دانسته بعد از كشتنش با كشندگان دشمنى و ياورانش را كمك نموده و در صدد خونخواهيش بر آمده است ) و اگر مظلوم ( و كشتن او حرام ) بود ( چنان كه در اين زمان اين سخن به زبان آورده و بين مردم شهرت داده ) سزاوار بود كه از جملهء كسانى باشد كه از كشندگانش جلوگيرى كرده عذر ( كارهاى زشتش ) را بخواهد ، و اگر در اين دو كار به حال شكّ و ترديد بود ( نمى دانست ستمگر است يا ستمديده ) سزاوار بود كه از او كناره گيرى كرده به گوشهاى رود و مردم را با او بگذارد ، ( 4 ) و او هيچيك از اين سه كار را نكرد ( بلكه آتش فتنه را روشن كرد و مردم را به كشتن او ترغيب نمود ) و ( اكنون ) كارى پيش گرفته كه راه آن شناخته نشده ، و عذرهاى او ( از قبيل خونخواهى عثمان ، و مظلوم كشته شدن او براى شكستن بيعت ) درست نبوده است .