خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

522

نهج البلاغة ( فارسى )

162 - از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام است ( در ذكر بعضى از صفات خداوند جل شأنه ) : قسمت أول خطبه 1 سپاس خداوندى را سزا است كه آفرينندهء بندگان و گسترانندهء زمين و روان كنندهء آب فراوان در زمينهاى پست و رويانندهء گياهها در زمينهاى بلند است ، 2 اوّل بودن او را ابتداء و هميشگيش را انتهاء و بسر رسيدن نيست ( زيرا ابتداء و انتهاء شايستهء ممكن است ، نه واجب الوجود كه عدم و نيستى بر او محال است ، چون آنچه مسبوق بعدم و نيستى باشد محدث و پيدا شده است ، و محدث واجب الوجود نيست ، لذا مى فرمايد : ) او است اوّل كه هميشه بوده و پاينده كه انتهاء ندارد ( به جهت عظمت و بزرگوارى سزاوار پرستش بوده ) پيشانيها براى او به خاك رسيده و سجده كرده و لبها بتوحيد و يگانگيش هم آواز است ، 3 حدود اشياء را هنگام آفريدن هر يك تعيين فرمود تا خود از شبيه و مانند بودن به آنها امتياز داشته باشد ( پس محدود بودن اشياء دليل بر اين است كه او را مانندى نيست ) انديشه‌ها او را با حدود و حركات و اعضاء و ابزارها ( قواى ظاهرىّ و باطنيهّ ) نمى تواند تعيين نمايد ( زيرا او را حدّ و حركت و عضو و ابزار كه از لوازم ممكن است نمى باشد ) 4 براى او گفته نمى شود : در چه زمانى بوده و تعيين نمى گردد تا چه زمانى خواهد بود ( زيرا او ازلى و آفرينندهء زمان است ، پس زمان بر او احاطه ندارد ، و ابدى است كه او را انتهائى نيست ، و گر نه محدود بحدّ مى شد و واجب نبود ، و در برابر عقل ) هويدا است كه نمى توان گفت از چه آشكار شده ، و ( از ديده‌ها ) مخفى است كه گفته نمى شود : در چه چيز پنهان گرديده ( زيرا او علّت همهء علّتها و از مكان و محلّ مبرّى مى باشد ) جسمى نيست كه از دور جلوه‌گرى كرده بعد از بين برود ، و زير پرده نيست تا چيزى بر او احاطه داشته باشد ، نزديك بودن او به اشياء به چسبيدن نيست و دورى او از آنها به جدائى نمى باشد ( زيرا قرب و بعد از لوازم امكان است و او ممكن نيست ، پس معنى قرب و نزديك بودن او اينست كه به همهء اشياء احاطه دارد و همه چيز به او قائم است ، و معنى بعد و درويش اينست كه بكنه ذات او پى برده نمى شود ) 5 و به او پنهان نيست از بندگانش نگاه كردن زير چشمى و نه تكرار و چند بار گفتن سخنى و نه نزديك شدن به تپهّء خاكى و نه برداشتن گامى در شب تيره و نه در شب تاريك آرمنده كه ماه روشنى دهنده بر آن سايه مى اندازد ( تاريكى آن را بر طرف