الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

330

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

. . . بحسب الفعليه 1 ) و الشأنيه 2 ) و همچنين ذواتى كه به صورت شأنى و صناعى و . . . به مبدأ متصف هستند را بايد متناسب با همان شأن و صنعت نگاه كرد و نحوه تلبس را به صورت حقيقى و مجازى بدست آورد و اين مطلبى است بسيار واضح و روشن و معلوم است نگاه ما به نجارى كه فعلا در حال نجارى نبوده و مشغول استراحت است با نگاه ما به همان نجار وقتى مشغول كار هست ، يكسان مىباشد و در هر دو حال او را به صورت حقيقى نجار خطاب مىكنيم ، و اگر آن نجار صنعت نجارى را فراموش كرد ، اين بحث پيش مىآيد كه آيا اطلاق نجار در مورد چنين فردى به صورت حقيقى است يا مجازى ؟ در نتيجه پى مىبريم كه فعليت و انقضاء ، در امور شأنى ، به فراموش كردن يا نكردن و يا به اعراض و عدم اعراض بستگى دارد . و همچنين در ساير صفات و مشتقات بايد ديدى متناسب با همان مشتق را به كار گرفت مثلا فعليت و انقضاء در ملكه ، به زوال و عدم زوال ، عدالت و اجتهاد مىباشد ، پس طبق اين بيانات فرقى بين اسم فاعل و اسم مفعول و . . . نيست و تمام موارد ذكر شده داخل در حريم نزاع بوده و مدعى صاحب فصول بىاساس است . بله اين‌گونه اختلافى كه ايشان بيان كردند باعث اختلاف در كيفيت و نحوه تلبس مىشود و اين امرى است كاملا طبيعى ولى در هيئت و وضع مشتقات تفاوتى ايجاد نمىكند . 1 ) مثل ضرب و اكل 2 ) مثل ثمره دادن براى درخت