الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
315
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
الثالث عشر 1 ) [ الثالث عشر : مشتق ] 1 ) مقدمه سيزدهم كه از مهمترين مقدمات مىباشد پيرامون بحث مشتق است . [ معناى لغوى مشتق : ] مشتق يك معناى لغوى دارد كه عبارت است از : فصل در شئى . « 1 » و اما معناى صرفى آن از اين قرار است : كلمهاى كه از كلمه ديگر گرفته شده باشد ، در مقابل آن كلمه جامد قرار دارد كه آن كلمه مستقيما از حروف الفبا ساخته شده است . معناى اصولى مشتق : « 2 »
--> ( 1 ) - « شق » هم به كسر و هم به فتح وارد شده است : « شق » به كسر از « المشقه » مىباشد مانند : قول خداوند تبارك و تعالى كه مىفرمايند ( لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ - نحل / 7 ) و اصله من الشق : نصف الشئى ، كانه قد ذهب نصب انفسكم حتى بلغتموه . و از همين معناست حديث ( اتقوا النار و لو بشق تمر ) يعنى نصف خرما . يريدان لا تستقلوا من الصدقه شئا . اما « شق » به فتح از « الشق » مىباشد : يعنى الفصل فى الشق كانها ارادت انهم فى موضع حرج ضيق كالشق فى الجبل و قيل ( شق ) اسم موضوع بعينه . نهايه ابن اثير جلد 2 ص 491 ماده ( شق ) ( 2 ) - لفظى كه داراى معنا باشد دو قسم است : مشتق : آنچه كه براى هريك از ماده و هيئتش وضع خاص و مستقلى وجود دارد . جامد : آنچه كه براى مجموع ماده و هيئتش وضع واحدى وجود دارد نه دو وضع مشتق خود بر دو قسم است : اول : مشتقى كه وضع شده براى معناى كه به هر نحوى از انحاء جرى بر ذات متصف با مبدأ دارد و قابل حمل بر آن بوده و در خارج قابل صدق بر مبدأ مىباشد مثل اسم فاعل ، اسم مفعول اسم زمان و اسم مكان دوم : مشتقى كه وضع شده براى معناى كه جرى بر ذات ندارد و ناچارا قابل صدق بر آن نمىباشد مثل همه افعال و مصادر مزيد و مجرد ، بنابراين مبنا - كما هو الصحيح - كه مصادر مجرده نيز از جمله مشتقاتند . و اما جامدات نيز بر دو قسمند : اول جامداتى كه وضع شده براى معانى منتزع شده از مقام ذات مثل انسان و حيوان و شجر و تراب و . . . دوم : جامداتى كه وضع شده براى معانى منتزع شده از امر خارج از مقام ذات مثل عناوين زوج ، رق ، حر حال از ميان اين چهار قسم ذكر شده محل بحث مختص به مشتقات خاصه نيست كما اينكه بعضى توهم نمودهاند بلكه شامل قسم دوم از جامدات نيز مىشود كما اينكه همه مشتقات را نيز دربر نمىگيرد بلكه محل بحث در مشتقات فقط مخصوص قسم اولى است . -