الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
300
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
ذالك 1 ) فلا وجه لتفصيل . . . مستدلا على كونه 2 ) بنحو الحقيقه فيهما 3 ) . . . بنحو المجاز فيه 4 ) لكونه 5 ) موضوعا لمعنى بقيد الوحده . . . ذالك 6 ) لوضوح ان الفاظ لا تكون موضوعة الا لنفس المعانى بلاملاحظة جمع در معناى متعدد حقيقى است زيرا تثنيه و جمع در حكم مفردات متكرره هستند و مانعى ندارد كه از هركدام از آنها معانى مختلف اراده نمائيم در نتيجه استعمال آنها حقيقى است كه توضيح آنها قبلا بيان شد . 1 ) كه قيد وحدت داخل در موضوع له الفاظ نيست 2 ) استعمال 3 ) تثنيه و جمع 4 ) مفرد 5 ) لفظ 6 ) آخوند به استدلال صاحب معالم دو جواب مىدهند [ جواب اول آخوند به صحاب معالم ] جواب اول : قبلا جوابى به صاحب معالم داديم كه شما چگونه قيد وحدت را داخل در موضوع له الفاظ مىدانيد و گفتيم مدعى شما بدون دليل است حال دوباره به ايشان جواب مىدهند كه قيد وحدت را شما از كجا آورديد ؟ واضح است كه الفاظ فقط براى نفس معانى وضع شده و قيد وحدت داخل در موضوع له الفاظ نيست . شايان ذكر است كه جواب صاحب كفايه بايد با فرض پذيرش اين مطلب باشد كه قيد وحدت داخل در موضوع له الفاظ باشد زيرا خودشان فرمودند لو تنزلنا عن ذالك و پذيرفتند كه قيد وحدت داخل در موضوع له باشد ولى حالا در اينجا مىفرمايند