الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
279
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
للنقل 1 ) و التبادر 2 ) و عدم 3 ) صحة السلب الى معنيين او اكثر للفظ واحد و ان 4 ) ب - دليل دوم براى وقوع اشتراك لفظى تبادر مىباشد : وقتى مثلا كلمه قرء را مىشنويم دو معناى طهر و حيض به ذهن انسان متبادر مىشود و خود اين مطلب دلالت مىكند بر اينكه لفظ قرأ براى آن دو معنى وضع شده است اگرچه معنايى كه مراد متكلم بوده بايد بوسيله قرينه براى ما مشخص شود ولى چنين تبادرى دال بر وضع مىباشد . ج - دليل سوم : همينكه نمىتوانيم لفظ قرء را از طهر و حيض سلب نمائيم يا لفظ عين را از چشم و چشمه سلب نمائيم دلالت مىكند كه برخى از الفاظ براى دو معنى يا بيشتر وضع شدهاند و الا سلب لفظ از آن معانى صحيح بود . 1 ) دليل اول 2 ) دليل دوم 3 ) دليل سوم [ دليل كسانى كه اشتراك لفظى را محال مىدانند ] 4 ) اين قسمت دليل كسانى است كه اشتراك لفظى را محال مىدانند و براى اثبات مدعى خود اين گونه استدلال كردهاند كه مشترك لفظى با حكمت وضع منافات دارد زيرا حكمت وضع ، تفهيم و تفاهم است و حال اينكه اگر اشتراك لفظى در الفاظ واقع شده باشد چنين حكمتى زير سؤال مىرود و باعث مىشود كه لفظ مجمل شده و مقصود و منظور متكلم درست معلوم نشود و قرينهها هم نمىتوانند معانى الفاظ مشترك را واضح