الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

385

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

ان الاختلاف المشتقات فى المبادى و كون المبدأ فى بعضها 1 ) حرفه 2 ) و صناعة ، و فى بعضها 3 ) همان‌طور كه مشاهده مىكنيد بحث مشتق در اين‌گونه مبادى نيز جريان دارد يعنى مىتوان اين بحث را مطرح كرد كه آيا مشتق در اين گونه موارد در ما انقضى حقيقتا استعمال مىشود يا مجازا ، و هيچگونه تفاوتى با مبادى بالفعل ندارد و فقط نحوه تلبسشان به مبدأ باهم ديگر فرق دارد ، در بعضى از مشتقات بالفعل است مثل ضرب ، و در برخى ديگر از مشتقات مبدأ به صورت حرفه ، صنعت ، قوه و ملكه مىباشد ، ولى اين گونه اختلافات در مبادى ، باعث نمىشود كه مدلول هيئتها نيز تغيير كند بلكه وضع هيئت در همه يكسان است . به عبارت ديگر تلبس مبدأ در حرفه ، صنعت ، قوه و ملكه بستگى به وجود آنها دارد چه ذات بالفعل مشغول آن حرفه و صنعت . . . باشد چه بالفعل نباشد ولى تلبس مبدأ در امور فعلى منوط به اين است كه ذات همكنون مشغول به آن باشد يعنى اختلاف تنها در نحوه تلبس ذات به مبدأ است نه در مدلول هيئت ، خلاصه اينكه مشتقات داراى مواد و هيئت مىباشند و اختلاف فقط در مواد است ولى هيئت مشتقات با اختلاف مواد و مبادى آنها تغييرى نمىكند . 1 ) مشتقات 2 ) حرفه اعم از صنعت مىباشد يعنى صنعت چيزى است كه نياز به تعلم و يادگيرى دارد بر خلاف حرفه كه هم مىتواند نياز به استاد داشته باشد مثل خياطى و هم نداشته باشد مثل بقالى . 3 ) مشتقات