الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
368
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
الكلام الى بيان ما به 1 ) يمتاز الحرف عما عداه 2 ) بما بناسب المقام لاجل الاطراد 3 ) فى الاستطراد 4 ) فى تمام الاقسام 5 ) فاعلم انه 6 ) در حروف و مستقل بودن در اسماء هيچگونه دخالتى در خود موضوع له و معنى ندارد بلكه به نحوه و شيوه استعمال برمىگردد ، بطور نمونه وقتى واضع مىخواهد لفظ ابتدا را وضع نمايد ، معناى ابتدا را به صورت استقلالى در نظر مىگيرد و لفظ را براى آن معنى وضع مىنمايد ، و وقتى مىخواهد لفظ من را وضع كند معنى ابتدا را در رابطه با غير تصور كرده و لفظ را براى آن حروف وضع مىنمايد . حال همانطور كه مشاهده مىكنيد مستقل بودن و مرتبط بودن ( لحاظ استقلالى و لحاظ آلى ) داخل در موضوع له نيست بلكه اين دو لحاظ مربوط به شيوه و نحوه استعمال است و قبلا هم در معناى حرفى گفتيم اگر لحاظ داخل در موضوع له باشد مبتلا به چند اشكال است و آنها را مفصلا بيان كرديم و مرحوم آقاى آخوند برخى از آن اشكالات را نيز دوباره در ادامه بحث بيان مىكنند . 1 ) به ماى موصول برمىگردد 2 ) حرف يعنى اسم و فعل 3 ) منظور از آن بحث فعلى است 4 ) منظور از آن بحث قبلى است 5 ) اقسام كلمه از فعل و اسم حرف 6 ) شأن