الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

98

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

زيرا واضع هم از لحاظ ماده و هم از لحاظ صورت ، صرف‌نظر كرده ، و شما مىتوانيد هر ماده‌اى را در هر هيئتى استعمال نمائيد و اگر داراى وضع نوعى نبود شما نمىتوانستيد معنا و مفاهيم جديدى غير از معانى مفردات از آن اراده نمائيد . حال بحث در مورد اين است كه آيا مجموع مركب و ماده ، به صورت جداگانه داراى وضع هستند يا نه ، بعبارت ديگر آيا مركب به ما هو مركب به اين صورت كه ماده بعلاوه صورت‌اش داراى وضع ديگرى غير از وضع مفرداتش كه شخصى است و وضع نوعى كه در ناحيه هيئت‌اش موجود است ، وضع ديگرى دارد يا نه ؟ مرحوم آخوند مىفرمايند مركبات ( مجموع ماده و هيئت ) داراى وضع جداگانه‌اى نيستند بدليل اينكه : الف ) واضع بوسيله همان دو وضع قبلى مىتواند تمام مقصود خود را به مخاطبين انتقال دهد و ديگر نيازى به چنين وضعى ندارد و وجوداش لغو و بىفايده خواهد بود . زيرا مواد مفردات دلالت بر معانى تصوريه مىكنند و هيئت آنها دلالت بر معانى تصديقيه ، و وقتى مواد و هيئات تمام مقصود متكلم را بيان مىكنند ديگر وجود چنين وضعى بىاثر خواهد بود . ب ) علت ديگرى براى عدم چنين وضعى اين است كه اگر مركبات ( مجموع ماده و هيئت ) داراى وضع جداگانه‌اى باشد ، بايد دلالت مركبات بر معانيشان دو بار صورت بگيرد ، مثلا وقتى جمله ( زيد قائم ) را به كار مىبريم بايد مخاطبين دو بار به معناى آن پى ببرند ، يك بار به اعتبار وضع خودشان ، و يك بار هم به اعتبار وضع مجموع مفردات و هيئت آنها ، و چنين چيزى خلاف وجدان است .