الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
92
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
فليس ناظرا الى كون الالفاظ : 1 ) [ منظور ابن سينا و خواجه نصير الدين طوسى از عبارت ( الداله تتبع الاراده ) ] اما دو استاد بزرگ يعنى مرحوم ابن سينا و خواجه نصير الدين طوسى فرمودهاند ( الدلالة تتبع الاراده ) يعنى اگر متكلمى لفظى را به كار برد و از آن لفظ ارادة موضوع لهاش را نكرد ، مخاطب به معناى آن منتقل نمىشود . حال جناب صاحب قصول بخاطر عبارت آن دو استاد پنداشتهاند اراده داخل در موضوع له الفاظ است . 1 ) در حالى كه مقصود مشهور از دلالت در عبارت ( الدلالة تابعة للوضع ) ، دلالت تصورى است و منظور آن دو اسناد از دلالت در عبارت ( الدلالة تتبع الاراده ) دلالت تصوريه مىباشد . توضيح مطلب : دلالت تصوريه : حضور صورت شىء در ذهن را كه همراه حكمى نباشد دلالت تصوريه گويند ، بعبارت ديگر براى حاصل شدن آن نياز به فكر و نظر نيست مثلا به مجرد اينكه مخاطب لفظى را مىشنود معناى آن به ذهناش خطور مىكند حتى اگر متكلم خواب يا بيهوش يا مجنون باشد براى محقق شدن دلالت تصوريه تنها لازم است مخاطب علم به وضع داشته باشد . دلالت تصديقيه : حضور شىء در ذهن را كه همراه حكمى باشد دلالت تصديقيه گويند ، بعبارت ديگر براى حاصل شدن دلالت تصديقيه نياز به تفكر و نظر است . تصديق سه جزء دارد : 1 - تصور موضوع 2 - تصور محمول 3 - تصور نسبت ميان اين دو ، و بنا بر قولى براى محقق شدن تصديق علاوه بر اين سه جزء نياز به اذعان و حكم كردن كه آيا اين نسبت مطابق با واقع هست يا خير ، نيز مىباشد .