الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
82
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
لا لفظه و ذاك معناه 1 ) فيكون الفظ نفس الموضوع 2 ) . . . قد حكم عليه 3 ) . . . لا لفظه 4 ) . . . لا به ما هو خصوص جزئيّه . 5 ) نعم فيما اذا اريد به فرد آخر مثله 6 ) 1 ) ضمير در لفظ به كلمه برمىگردد كه نوع يا صنف واقع شده يعنى اين طور نيست كه مثلا ضرب يا زيد واقعا نوع و صنف باشند و فعل ماضى و فاعل ، معناى آنها باشند . 2 ) مىخواهند بيان كنند كه خود نوع و صنف موضوع واقعى قرار نگرفتهاند بلكه لفظ ، موضوع واقعى قرار گرفته است يعنى حكم بدون هيچگونه واسطهاى روى خود لفظ « ضرب » و « زيد » رفته و اين دو لفظ تنها از نوع و صنف حكايت مىكنند و از مصاديق آنها مىباشند به عبارت ديگر آن دو لفظ ( ضرب و زيد ) دو فرد از كلى مىباشند لذا لفظ در معناى به كار نرفته تا استعمال محقق شود . 3 ) ضمير به لفظ برمىگردد 4 ) نه لفظ نوع يا صنف به عبارت ديگر يعنى نه لفظ نوع و نه لفظ صنف بما هو حاكى بودن از نوع و صنف حكايت نمىكنند تا از باب استعمال لفظ در معنى محسوب شوند 5 ) يعنى آن كلمهاى كه موضوع واقعى قرار گرفته « ضرب و زيد » خصوصيات و لازم جزئى بودن ازاش الغا شده است و الا اگر چنين نبود چنين لفظى نمىتوانست از نوع و صنف حكايت كند . 6 ) اما به اطلاق لفظ و اراده مثل حتما استعمال گفته مىشود زيرا مثلا وقتى با قصد مثل گفته مىشود ضرب فعل ماض « 1 » ، ديگر ضرب فرد و مصداقى براى مثل نيست .
--> ( 1 ) - تنها فرق اطلاق لفظ و اراده نوع با اطلاق لفظ و اراده مثل ، قصد متكلم است .