الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

63

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

و ان اتفقا فيما استعملا فيه 1 ) فتأمل : 2 ) 1 ) هرچند ممكن است كلمه‌اى هم در مقام انشاء به كار رود هم در مقام اخبار ضمير فيه به ماى موصوله برمىگردد . 2 ) شايد اشاره به عبارت ليستعمل فى حكاية باشد و شايد اشاره به اين مطلب باشد كه اين دعوى فقط در الفاظى كه مشترك بين اخبار و انشاء هستند جارى مىشود مثل « بعت » ، اما در الفاظى كه مختص به انشاءاند مثل افعل يا جمله‌هاى كه مختص به اخبار مىباشند ديگر جارى نيست شايد هم اشاره به اين مطالب باشد كه اگر بپذيريم كه معناى حرفى و اسمى با هم فرقى ندارند بايد قصد اخبار و انشاء از حيز موضوع‌له خارج شود زيرا قبلا عرض كرديم كه گفتيم كه محال است لحاظ كردن ، داخل در موضوع‌له معناى حرفى باشد بلكه از شؤون استعمال است . پس اگر قصد انشاء و اخبار مانند لحاظ آلى و استقلالى باشد ، بايد بپذيريم كه از حيز موضوع له خارج هستند در حالى كه ظاهرا ممكن است قصد اخبار و انشاء داخل در معناى حرفى و انشائى باشد و بخاطر همين مصنف با عبارت لا يعبد اين فراز را مطرح كردند . « 1 » ثم انه قد انقدح مما حققناه 1 ) [ وضع اسماء اشاره و ضمائر ؟ ] 1 ) همان‌طور كه قبلا كرارا عرض كرديم نظر مرحوم آخوند پيرامون حروف اين بود كه وضع ، موضوع‌له و مستعمل فيه ، هر سه عام است حال درصدد اثبات همين نظريه در مورد اسماء اشاره و ضمائر ( اعم از غائب و حاضر ) هستند .

--> ( 1 ) - منتهى الدرايه جلد 1 صفحه 64